دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٧ - ٨/ ٨ غارت بسر بن ارطات
باشيد، حيوانى را از آنان به تصرّف مگير. آب صاحبان آب را به خودت اختصاص مده و جز بازمانده آب آنان را، آن هم از روى رضايتشان، منوش. به زن و مرد مسلمان دشنام مده كه بر خويشتن همان فراهم آورى كه بهخاطر آن شايد ديگرى را ادب مىكنى. بههيچ زن و مرد پيمان بستهاى (اهل كتاب) ستم مكن. به ياد خدا باش و نه در شب و نه در روز، سستى مكن.
پياده نظام خود را سوار كنيد و در آنچه در دست شماست، ايثار كنيد. در كوه و دشت بشتاب و دشمن را از هر جا كه هست، بكوچان. اگر روى آورد، او را بكش و با خشم و خوارى برگردان. خون را به حق بريز و به حق نگهدار. هر كس توبه كرد، توبهاش را بپذير. در هر لحظه و هر حال، خبرها را برسان. راست باش، راست، كه دروغگو را انديشه و فكرى نيست!».
٢٨٦٢. الغارات به نقل از عبدالرحمان سلمى: بُسر بازگشت و راه سماوه را پيش گرفت تا به شام رسيد. نزد معاويه رفت و گفت: اى امير مؤمنان! خدا را شكر كن، با اين سپاهى كه براى جنگ با دشمنت رفتم، چه در رفتن و چه بازگشت، به هيچيك از آنان آسيبى نرسيد.
معاويه گفت: اين كار خداست، نه تو!
بُسر در رفت و برگشت، سى هزار تن را كشته و گروهى را هم به آتش سوزانده بود.
٢٨٦٣. الغارات به نقل از كلبى و لوط بن يحيى: پسر قيس بن زُراره شاذى، از طايفهاى از هَمْدان، نزد على ٧ آمد و او را از خروج بُسر آگاهانيد. على ٧ مردم را فرا خواند، ولى سنگينى كردند. فرمود: «آيا مىخواهيد من خودم با گُردانى در پى گُردانى از نيروها در دشتها و كوهها بيرون بروم؟ به خدا سوگند، خردمندان و فرزانگان شما