دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٩ - ٢ نقش معاويه
يكى ديگر از قراين قابل تأمّل، نقش اشعث در اين ماجراست. او با امام ٧ قلبا همراه نبود؛ بلكه امام ٧ را تهديد به ترور كرده بود.[١] امام ٧ او را رسما منافق خواند؛ امّا به دليل آن كه او رئيس قبيله كِنده بود و كنار گذاشتن وى اين قبيله بزرگ را از همراهى امام ٧ بازمىداشت، راهى جز مدارا و مماشات با وى نداشت.
نقش اشعث در تحميل حكميت بر امام ٧ و نيز حَكَم قرار دادن ابو موسى و جريانهاى پس از آن، حاكى از ارتباط مخفى او با معاويه است. بنابراين، آگاه بودن وى از توطئه ترور امام ٧ پيش از وقوع آن و ارتباط ابن ملجم با او قبل از اقدام، مىتواند ردّ پاى توطئه دمشق در اين ماجرا باشد.
ابن ابى الدنيا از استاد خود عبد الغفار نقل مىكند:
از بسيارى شنيدم كه ابن ملجم، شب را نزد اشعث بود و چون سحرگاه شد، بدو گفت: صبح، آشكار شد![٢]
بسيارى از مورّخان نقل كردهاند كه ابن ملجم پيش از اقدام به ترور، هنگامى كه در مسجد از جلوى اشعث مىگذشت، اشعث به او گفت: «بشتاب، بشتاب براى كار خود كه سپيده، تو را شناسانْد».[٣]
حجر بن عدى چون گفته او را شنيد، احساس كرد كه مقصود او چيست. بدو گفت: اى لوچ! او را شهيد كردى؟ و فورا از مسجد خارج شد كه جريان را به امام ٧ بگويد كه ايشان از راهى ديگر وارد مسجد شد و حُجر، هنگامى رسيد كه كار، تمام شده بود.
اين قراين مىتواند مؤيّد نظريه دخالت دمشق در ترور امام ٧ باشد؛ امّا نه به اين معنا كه خوارجْ دخالت نداشتهاند؛ بلكه بدين معنا كه آنان (و لو به وسايطى)، تحت
[١] ر. ك: ج ١٠، ص ٤٣٨، ح ٤٧٠٦.
[٢] مقتل الإمام أمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب: ص ٣٦.
[٣] ر. ك: ص ٣١٩( سپيده دم نوزدهم).