دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧ - ٦/ ٤ وظايف مالك اشتر در حكومت مصر
آشكار خويش قرار بده.
سپس از آنان كسانى را بيشتر مقدّم بدار كه حقّ تلخ را گوياتر «و در رفتار منصفانه با ضعيفان محتاطتر و در كارهايى كه خدا براى دوستانش نمىپسندد، براى تو كم يارىتر باشند. هر چه قدر اين كارها برايت دلپذيرتر باشند، به يقينْ آنان تو را بر حق آگاه مىكنند و به آنچه سودش به تو باز مىگردد، بينايت مىسازند». و خود را به پارسايان و راستان و خردمندان و شريفان بچسبان و آنان را چنان تربيت كن كه ثناگوى تو نباشند و به ناروا براى كارى كه نكردهاى تو را ستايش نكنند؛ چرا كه ستايش بسيار، خودپسندى مىآورد و [انسان را] به غرور نزديك مىسازد «و پذيرش اين ستايشها موجب خشم الهى مىشود».
هرگز مباد كه نيكوكار و بدكار در نزد تو يكسان باشند، كه اين روشْ موجب دلسردى نيكوكاران در نيكوكارىشان مىشود و بدكاران را به بدكارى گستاخ مىسازد. با هر كدام بهگونهاى رفتار كن كه شايسته آناند. اين ادبى از سوى توست كه خداوند، تو را با آن بهرهمند مىسازد و همكارانت را هم سود مىبخشد.
سپس بدان كه هيچ چيز مانند نيكىِ زمامدار به مردمش و سبك ساختن هزينهها بر آنان و وادار نكردن ايشان به آنچه كه حقّى بر آنان ندارد، سبب حسن ظنّ زمامدار به مردم نمىشود. در اين مورد بايد روشى پيش بگيرى كه خوشگمانى تو را به مردمت فراهم آورد؛ چرا كه اين گونه حسن ظن، رنج دراز مدتى را از تو دور مىسازد. شايستهترين افراد براى حسن ظنّ تو كسانىاند كه نيكى تو به آنان بيشتر رسيده و آزمون خوبى دادهاند و سزاوارترين افراد براى بدگمانى تو آناناند كه از تو بدرفتارى ديدهاند. «اين موقعيّت را به سود و زيان خويش بشناس تا بصيرت تو را به كار خوب و خوشرفتارى به عموم مردم بيفزايد و بهعلاوه، موجب پاداش الهى براى تو در قيامت شود».
هرگز سنّتهاى خوبى را كه بزرگان اين امّت به آنها عمل كردهاند و مايه همبستگى و بهبود حال مردم بوده، مشكن و هرگز سنّتى را پايه مگذار كه به آن سنّتهاى پيشين آسيب رسانَد، كه آن سنّتگذارانْ پاداش برند و تو با سنّت شكنىات وِزر و وبال برى.