دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٥ - ٨/ ٦ غارت ضحاك بن قيس
سستى آنان را ديد و فرمود:
«به خدا سوگند، دوست داشتم در عوضِ صد نفر از شما، يكى از آنان را داشتم. واى بر شما! همراه من بيرون آييد، سپس اگر خواستيد، بگريزيد! به خدا سوگند، با نيّت و بصيرتى كه دارم، از ديدار پروردگارم ناخرسند نيستم و در آن، برايم آسايش است و راه نجاتى براى من از همصحبتى و برخورد و مدارا با شما، آن گونه كه با شتران تازه كار آبكش يا با جامههاى پوسيده مدارا مىكنند، كه هر طرفش را كه مىدوزند، طرف ديگرش بر تن صاحب جامه پاره مىشود». سپس فرود آمد.
خود او پياده راه افتاد تا به غَريَّين[١] رسيد. آن گاه حُجر بن عَدى را از سپاه خويش فراخواند و پرچمى براى او بست با چهار هزار نفر، و سپس روانهاش ساخت.
حُجْر بيرون شد تا به سَماوه[٢] رسيد كه سرزمينى خشك است. در آن جا با امرء القيس بن عدى و عشيره او برخورد كرد كه از دامادهاى حسين بن على ٧ بودند. آنان راهنمايان او به راهها و آبها بودند. حجر همچنان پُر شتاب در پى ضحّاك بود تا در ناحيه تَدمُر به او برخورد. در برابر او صف كشيد و مدّتى با هم جنگيدند. نوزده نفر از همراهان ضحاك و دو نفر از ياران حجر به نامهاى عبد الرحمن و عبد اللّه غامدى كشته شدند. تاريكى شب ميان آن دو گروه فاصله انداخت و ضحّاك، شبانه گريخت. صبح كه شد، از او و همراهانش اثرى نيافتند.
٢٨٥٢. تاريخ الطبرى به نقل از عوانه: معاويه، ضحّاك بن قيس را روانه كرد و به او دستور داد كه از پايين واقصه[٣] بگذرد و از باديهنشينان به هر كس كه در اطاعت فرمان على ٧ باشد شبيخون بزند. سه هزار نفر نيز همراهش كرد.
او حركت كرد. اموال مردم را گرفت و باديهنشينانى را كه به آنها بر خورد كشت.
[١] تثنيه كلمه« غَرىّ» است؛ يعنى دو ساختمان بسيار بلند كه پشت كوفه بهصورت دو صومعه نزديك قبر على بن ابى طالب ٧ بوده است( معجم البلدان: ج ٤ ص ١٩٦).
[٢] نام آبى در دشت. و گمان مىكنم كه دشت« سماوه» را كه ميان كوفه و شام به صورت خشكى است، را به همين آب ناميدهاند( معجم البلدان: ج ٣ ص ٢٤٥). امروز يكى از شهرهاى جنوبى عراق در كرانه فرات است، بين دو شهر ناصريّه و ديوانيّه.
[٣] يكى از منزلگاهها در راه مكّه، بين قرعاء وگردنه شيطان( معجم البلدان: ج ٥ ص ٣٥٤).