دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٨ - پاسخ علامه طباطبايى
بىاثر است.
همچنين انسان مىتواند امرى را كه امكان شدن و نشدن دارد، اراده كرده، براى خود مقصد و هدف قرار دهد و براى تحقّق دادن آن به تلاش و كوشش بپردازد؛ ولى هرگز نمىتواند امرى را كه به طور يقين (بىتغيّر وتخلّف) و به طور قضاى حتمى شدنى است، اراده كند و آن را مقصد خود قرار داده، تعقيب كند؛ زيرا اراده و عدم اراده و قصد و عدم قصد انسان، كمترين تأثيرى در امرى كه به هر حال شدنى است و از آن جهت كه شدنى است، ندارد.
از اين بيان روشن مىشود كه:
١. اين علم موهبتىِ امام ٧ اثرى در اعمال او و ارتباطى با «تكاليف خاصّ» او ندارد و اصولًا هر امر مفروض، از آن جهت كه متعلَّق قضاى حتمى و حتمىالوقوع است، متعلَّق امر يا نهى يا اراده و قصد انسانى نمىشود.
آرى. متعلَّق قضاى حتمى و مشيّت قاطع حق تعالى همان رضا به قضاى الهى است، چنانكه سيدالشهدا ٧ در آخرين ساعت زندگى درميان خاك و خون مىگفت: «راضى به تقدير تو و تسليم فرمان توام، كه معبودى جز تو نيست» و همچنين در خطبهاى كه هنگام بيرون آمدن از مكّه خواند، فرمود: «رضاى خدا، رضاى ما خاندان است».
٢. حتمى بودن فعل انسان از نظر تعلّق قضاى الهى منافاتى با اختيارى بودن آن از نظر فعاليت اختيارى انسان ندارد؛ زيرا قضاى آسمانى به فعل (با همه چگونگىهاى آن) تعلّق گرفته است، نه به مطلق فعل. مثلًا خداوند خواسته است كه انسان فلان فعل اختيارى را به اختيار خود انجام دهد و در اين صورت، تحقّق خارجى اين فعل اختيارى از آن جهت كه متعلَّق خواست خداست، حتمى و غيرقابل اجتناب است و