دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥ - ٦/ ٤ وظايف مالك اشتر در حكومت مصر
عقده هر كينه را از دل مردم بگشاى و هر عامل دشمنى را ريشهكن كن «و پوزش را بپذير و حدود را با شبهه ها دفع كن [و تا جرمى، قطعى نيست، كيفر مكن]». هرچه را برايت روشن نيست، ناديده بگير و سخنِ سخنچينان را زود باور مكن، كه سخنچين، خيانتگر است، هر چند خود را به خيرخواهان شبيه سازد.
در مشورت خويش، بخيل را وارد مكن كه جلو احسان را مىگيرد و تو را از فقر مىترساند. ترسو را هم در شوراى خود راه نده كه كارها را بر تو سست مىسازد و مانع اقدام مىشود. حريص را هم در مشورتْ دخيل مكن كه ثروتاندوزى ظالمانه را در نظرت مىآرايد. همانا بخل، ستم و حرص، خصلتهاى پراكندهاى هستند كه بدگمانى به خدا كه در نهاد اشرار است آنها را يكجا گرد مىآورد.
يقين بدان، بدترينْ وزيران تو آناناند كه وزير اشرار بودهاند و در گناهان و جرايم آنان شركت داشتهاند و كارپرداز آنان در ميان بندگان خدا بودهاند. هرگز مبادا آنان مَحرم راز تو باشند «و شريك در امانت (و حكومت) تو، آن گونه كه در حكومتِ جز تو شركت داشتهاند و آنان را به نابودى و پرتگاه و سيهروزى كشاندهاند. هرگز ظاهرسازى آنان فريبت ندهد»؛ چرا كه آنان ياور تبهكاران و برادر ستمگران و سرچشمه و معدن هر آزمندى و دغلكارىاند و تو بهترين جايگزين براى آنان را دارى، از كسانى كه همان ادب و نفوذ را دارند؛ كسانى كه كار آزمودهاند و با تجاربى كه دارند، بدىِ كار آنان را مىشناسند. اينان براى تو هم كمهزينهتر، هم يارى كنندهتر، هم دلباختهتر و هم با ديگران كمالفتترند، نه ياور ستمگرى در ستمش بودهاند و نه شريك خطاكارى در گناهش «و سابقه راه و رسم اجحاف و تجاوز به حقوق مسلمانان و اهل ذمّه را هم ندارند». اينان را ياران ويژه خود در خلوت و