دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٥ - ٦/ ٣ در سوگ امام
پيامبر ٦ پيشتاز بودى، به يارى او شتافتى، جانت را سپر جانش ساختى و شمشيرت ذوالفقار را در صحنههاى خوف و هراس، بركشيدى. با جهاد تو خداوندْ هر جبار سركش را درهم شكست، و با تو هر دلاورِ نيرومند، خوار شد. خداوند به دست تو دژهاى مشركان و كافران و متجاوزان و فرومايگان را ويران ساخت و دشمنان گمراه را بهدست تو كشت.
گوارا باد بر تو، اى امير مؤمنان! از همه مردم به پيامبر خدا نزديكتر بودى. اوّلين مسلمان و داناترين و فهيمترينِ مردم بودى. گوارايت باد، اى ابو الحسن! خداوندْ جايگاهت را شرافت بخشيد. در نسب و شرافت از همه مردم به پيامبر خدا نزديكتر بودى و از همه زودتر مسلمان شدى. از همه يقينت سرشارتر، دلت استوارتر، در راه آن حضرتْ فداكارتر و در بهره، خير تو عظيمتر بود. خداوندْ ما را از پاداش تو محروم نگردانَد و پس از تو خوارمان نسازد.
به خدا سوگند، زندگانىات كليدهاى خير و قفلهاى شر بود و امروز كه شهيد شدى، كليد بدىها و قفل نيكىهاست. اگر مردمْ سخنت را مىپذيرفتند، از بالا و زير پايشان از نعمتهاى الهى مىخوردند؛ ليكن آنان دنيا را بر آخرت ترجيح دادند.
آن گاه به شدّت گريست و همه همراهانش را گرياند. روى به امام حسن و امام حسين و محمّد و جعفر و عبّاس و يحيى و عون و عبد اللّه : كرده، در سوگ پدرشان كه درود خدا بر او باد تسليتشان گفتند. مردم برگشتند. فرزندان امير مؤمنان و پيروان آنان نيز به كوفه بازگشتند.
٣٠٠٢. الكافى به نقل از اسيد بن صفوان: روزى كه امير مؤمنان درگذشت، آنجا از صداى گريه به لرزه درآمد و مردم مثل روز وفات پيامبر ٦ مدهوش شدند. مردى گريان و شتابان و «إنا للّه وإنا إليه راجعون» گويان آمد، در حالىكه مىگفت: «امروز، خلافتِ نبوّت قطع شد» تا آن كه آمد و در مقابل درِ اتاقى كه امير مؤمنان در آن بود ايستاد و گفت:
رحمت خدا بر تو باد، اى ابو الحسن! اولين مسلمان از اين قوم بودى و در ايمان، خالصترين آنان و در يقينْ استوارترين از همه خداترستر بودى و بيش از همه رنج كشيدى و بيش از همه دور و بَر پيامبر خدا بودى و براى اصحاب او ايمنترين بودى.