دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٣ - ٦/ ٦ قصاص ابن ملجم
فرمود: «نه؛ ولى زندانىاش كن. اگر من مُردم، او را بكُشيد و اگر مُردم، مرا در همين پُشت، در قبر دو برادرم هود و صالح ٨ به خاك سپاريد».
٣٠٠٨. فضائل الصحابة، ابن حنبل به نقل از حسن بن كثير، از پدرش: گفتم: اى امير مؤمنان! قبيله مراد را به ما واگذار كن، كه براى آنان هرگز بار شتر و گله گوسفندى باقى نمانَد و نابودشان كنيم.
فرمود: «نه؛ ولى اين مرد را زندانى كنيد. اگر من مُردم، او را بكُشيد و اگر زنده ماندم، براى زخم [من] قصاص است».
٣٠٠٩. مقاتل الطالبيّين به نقل از عبد اللّه بن محمّد ازدى: ابن ملجم ملعون را بر على ٧ وارد كردند. من نيز با كسانى كه وارد شدند، داخل رفتم. شنيدم كه على ٧ مىفرمود: «جان در برابر جان». اگر مُردم، او را بكشيد، همچنان كه مرا كشت و اگر سالم ماندم، درباره آن فكر خواهم كرد».
٣٠١٠. الإرشاد: مردم نزد امير مؤمنان آمدند و گفتند: اى امير مؤمنان! دستور خود را درباره اين دشمن خدا بفرما، كه امّت را هلاك كرد و آيين را تباه ساخت.
امير مؤمنان به آنان فرمود: «اگر زنده ماندم، خودم مىدانم كه چه كنم و اگر از دنيا رفتم، با او همان كنيد كه با قاتل پيامبر مىكنند. او را بكشيد، پس از آن به آتش بسوزانيد».
٣٠١١. مسند ابن حنبل به نقل از ابو تحيى: چون ابن ملجم به على ٧ آن ضربت را زد، على ٧ فرمود: «با او همان كنيد كه پيامبر خدا مىخواست با كسى انجام دهد كه