دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٣ - ٨/ ١ سياست علوى و سياست اموى
٢. سلطه يافتن بر جاهايى كه موقعيّت سياسى مهمّى داشتند، مثل بصره و مصر.
٣. وا داشتن امام به مقابله به مثل و از بين بردن قداست امام ٧ در اذهان مردم.
٤. بهرهگيرى از پوشش «عهدنامه صلحِ مشروط»، كه در جريان حكميّت، امام ٧ آن را امضا كرده بود، در راه منافع و اهداف خويش و درنتيجه، وا داشتن امام ٧ به نقض آن قرار داد.
آنچه زمينهساز اين سياست خطرناك شد و به آن كمك كرد، شهادت گروهى از استوانههاى لشكر امام ٧ از يك سو و خستگى سپاه ايشان و سرپيچى آنها از اطاعت فرماندهشان از سوى ديگر بود. ولى امام ٧ در آن شرايط حسّاس، سر سوزنى هم از مرز عدالتْ تجاوز نكرد و درسى عملى براى حكومتهايى برجاى نهاد كه مىخواهند در وفا و ثبات، به شيوه آن حضرت وفادار بمانند؛ بلكه امام ٧ حاضر نبود همان عهدنامه مشروطى را هم كه به قبول آن وادارش كردند، بشكند. و اينك سخن امام ٧ در اين زمينه:
٢٨٣٦. الإرشاد: امام ٧ در بخشى از سخنانش، آن گاه كه معاوية بن ابى سفيان شرط صلح را نقض كرد و به شبيخونهايى عليه مردم عراق پرداخت، پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
«معاويه را چه مىشود؟ خدا او را بكشد! او از من كار بزرگى را انتظار دارد. او مىخواهد من هم مثل او عمل كنم تا عهد و پيمانم را شكسته باشم و آن را حجّتى بر ضدّ من بگيرد و تا قيامت، هرگاه كه از من ياد شود، مايه ننگ و بدنامىام گردد. هرگاه به او گفته شود: تو آغاز كردى، گويد: من نه خبر دارم و نه دستور دادهام. بعضى هم بگويند: راست مىگويد، برخى هم سخنش را دروغ بدانند.
به خدا سوگند كه خداوند، صبر و حوصله بسيار دارد و نسبت به بسيارى از فرعونهاى پيشين، حلم ورزيده است، فرعونهايى را هم كيفر داده است. اگر خدا