مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢١٩ - مقتل بنیحسن و عدم رضایت حضرت صادق علیهالسّلام به قیام آنها
٥. [صفحه ٣٦١]: «أبوجعفر دوانیقی همۀ بنیحسن را که محبوس داشته بود کُشت، مگر حسن بن جعفر و طباطبا و علیّ بن ابراهیم و سلیمان بن داود و داود بن حَسَن و عبدالله بن داود.»
٦. صفحه ٣٦٢: «عیسی بن زید بن علی بن الحسین از ثقات محمّد بود، و او به محمّد گفت: ”باید برای بیعت گرفتن از جعفر بن محمّد با او غلظت و تندی کنی!“ و لذا حضرت را حاضر کردند و با خشونت خواستند از آن حضرت بیعت بگیرند، و چون حضرت خواستند قدری صحبت کنند، عیسی گفت: ”لو تکلَّمتَ لکَسَرتُ فَمَک!“ حضرت به محمّد گفتند: ”أما والله یا أکشَفُ، یا أرزَقُ، لکأنّی بک تَطلُبُ لنفسِک جُحرًا تَدخُل فیه! و ما أنت فی المذکورِین عند اللِّقاء! و إنّی لأظُنُّک إذا صُفِّق خَلفَک، طِرتَ مثلَ الهَیقِ[١] النَّافِر!“ و سپس سُراقی بن سَلْخ الخوتُ به پشت حضرت زد و به زندان برد.»
٧. صفحه ٣٦٤: «اسماعیل بن عبدالله بن جعفر بن أبیطالب را آوردند برای آنکه از او بیعت بگیرند ـشیخی بود پیر و ضعیف، و نور یک چشم خود را از دست داده بودـ و او حاضر به بیعت نشد و روایتی عجیب در کشته شدن خودش به دست اینها خواند. اسماعیل را به منزلش آوردند. پسران معاویة بن عبدالله بن جعفر که با محمّد بیعت کرده بودند، و در بیعت مسارعت نموده بودند، هنوز شب نشده بود که به خانۀ اسماعیل ریختند و عموی خود را در زیر لگد کُشتند؛ در این حال محمّد [کسی را] فرستاد و حضرت صادق را از زندان آزاد کردند.»
٨. صفحه ٣٦٥: «لشکر منصور به سرداری عیسی بن موسی آمدند و مدینه را محاصره کردند، و محمّد را حُمَید بن قَحطَبه کشت و اطرافیانش منهزم شدند.»
در تنقیح المقال، جلد ٣، در احوال محمّد بن عبدالله بن الحسن، صفحه ١٤٠ تا چهار صفحه مفصّلاً بحث کرده است و گفته است:
[١]. التصفیق: ضرب إحدی الیدَین بالأُخری؛ و الهَیق: الذَّکَر من النّعامة.