مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢١٨ - مقتل بنیحسن و عدم رضایت حضرت صادق علیهالسّلام به قیام آنها
٣. صفحه ٣٦٠: «چون عبدالله با حضرت صادق ملاقات کرد و آن حضرت را دعوت به بیعت با پسرش محمّد نمود و إصرار و ابرام داشت، حضرت اِباء و امتناع کردند و فرمودند: ”والله إنّک لتَعلَمُ أنّه الأحوَلُ الأکشَفُ الأخضَرُ المقتولُ بسُدَّةِ أشجَعَ عند بَطنِ مَسیلِها.“[١]
و سپس فرمودند: ”من میترسم این بیت بیان حال محمّد باشد: مَنَّتْکَ نفسُک فی الخَلاء ضَلالًا (یعنی نفس تو از تو در خلوت و قبل از مقابلۀ با دشمن، تمنّای گمراهی و ضلالت را نمود). فوالله إنِّی لأراه أشأمَ سَلحَةٍ أخرَجَتها أصلابُ الرِّجال إلی أرحامِ النّساء.“[٢]
و حضرت به عبدالله گفتند: ”أُخبِرُک أنّی سَمِعتُ عمَّک و هو خالُک، یَذکُر: أنَّک و بنی أبیک ستُقتَلون.“»[٣]
٤. صفحه ٣٦١: «چون سخن حضرت فایدهای نبخشید، حضرت فرمودند: ”أما والله إن کنتُ حریصًا، ولکنِّی غُلِبتُ و لیس للقَضاء مَدفَعٌ.“ ثمّ قام و أخَذ إحدَی نَعلَیه فأدخَلَها رِجلَه و الأُخرَی فی یَدِه و عامّةُ رِدائِه یَجُرُّه فی الأرض، ثمّ دخَل بیتَه، فحُمَّ عشرین لیلةً لم یَزَل یَبکِی فیه اللیلَ و النّهارَ حتّی خِفْنا علیه.»
[١]. یعنی: أحول أکشف أخضر، همان پسر تو محمّد است که در خبر وارد شده است که خروج میکند بدون حقّ و کشته میشود.
و الأکشف: الّذی نبتت له شُعَیراتٌ فی قَصاص ناصیته دائرةً و لاتکاد تسترسل، و العرب تتشأّم به؛ و الأخضر: الأسود؛ و السُّدَّة: باب الدّار؛ و أشجع: أبوقبیلة سمّیت بِاسم أبیهم.
[٢]. السّلحَة: النجو، و هو الرِّیح أو الغائطُ الّذی أُخرج من البطن.
[٣]. در تعلیقه از وافی حکایت کرده است که: «کأنّه أراد به أباه علیهماالسّلام»؛ یعنی مجازاً حضرت باقر را که پسر عمو و پسر دایی عبدالله محض بودند عمو و دایی گفته است؛ و ممکن است مراد، حضرت سجّاد باشند، زیرا که دایی حقیقی عبدالله و پسر عموی او بودهاند.