مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٥٥ - مقدّم١٧٢٨ کتاب وظیف١٧٢٨ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام
طغیان کفر و إلحادِ أعداءِ اسلام بر پیکر مسلمین باز نشده بود، مسلمانان از تسلّط کفّار چه از یهود و چه از نصاری و چه از دهریّین، مصون بودند؛ امّا با انحلال دولت بنیعبّاس و از بین رفتن تمرکز حکومت و تجزیۀ کشور اسلام در دست سلاطین مختلف و پیدایش ملوک الطَّوایفی ـاز مغول و غیرهـ آثار ضعف در نقاط حکومت مشهود، و دست تطاول و تعدّی و یورش را برای مسیحیان خونخوار بر اندلس، و قلع و قمع عامّ مسلمانان آنجا را، و بر انداختن ادب و علم و فرهنگ و عقیده و شرف را در آن خطّه، و پیدایش جنگهای صلیبی در قرون متمادیه، به روی مسلمین گشود و آنها را از وحدت إمارت و مرکزیّت حکومت منسلخ، و در وادیهای سرگردانی و تحیّر، پیوسته دچار حمله و هجوم کفّار مینمود.
تا به جایی رسید که طبق گفتار گوسْتاوْلوبون در حالیّه، از حکومت سیاسی مسلمین فقط در تاریخ اسمی باقی مانده، لکن دیانتی که شالودۀ چنین حکومتی را ریخته هنوز هم بر وسعت خود میافزاید؛ چنانکه از مراکش تا چین، و از بحر روم تا خطّ إستوا، و همچنین در آفریقا و آسیا، میلیونها نفوس هستند که هنوز سایۀ پیمبر اسلام از میان قبر بر سر آنها جلوه افکنده و مشغول نورافشانی است.[١]
حقیر دربارۀ إحیای دولت اسلام و کیفیّت حکومت، مشخّصات إمارت و طرز بدیع و شگرف آن، از قدیم الأیّام مطالعاتی داشته و در محافل و مجالس طلاّب مذاکراتی مینمودم؛ و چندین بار نیز عازم بر تألیف کتابی نفیس در حول و حوش این دولت بودهام، و مطالب قرآنی و تفسیری و مستفاد از نهج و سیرۀ رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، و کتب مدوّنۀ در این موضوع را مدّ نظر داشتهام، و از مجموع آنها طلیعۀ آن حکومت در ذهن روشن میشد و از دور پرتو درخشش آن را نوید میداد.
لیکن توارد هموم و اشتغال روزمرّه و دائمی با طلاّب و پژوهشگران علوم اصیل اسلامی، پیوسته آن را به تعویق میانداخت، و حتّی بعد از مراجعت قائد
[١]. تمدن اسلام و عرب، طبع دوّم، باب پنجم، مذهب و اخلاق، فصل سوّم، ص ٥٦٩.