مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٣٢ - مالیات و خراج در اسلام
لاتُدخِلَنَّ فی مَشوَرَتِک بَخیلًا یَعدِلُ بک عن الفَضلِ و یَعِدُک الفَقرَ، و لا جَبانًا یُضَعِّفُک عن الأُمور، و لا حریصًا یُزَیِّنُ لک الشَّرَةَ بالجَور. ـ إلی آخر ما کتَبه صلوات الله علیه.[١]
سیّم: غیرت کامله و خیرخواهی نسبت به دین و دولت و وطن اسلامی و نوع مسلمین، بر وجهی که تمام اجزا و حدود و ثغور مملکت را از خانه و ملک شخصی خود به هزار مرتبه عزیزتر، و دماء و اعراض و اموال آحاد ملّت را مثل جان و عِرض ناموس شخصی خود گرامی بداند، ناموس اعظم کیش و آیین را أهمّ نوامیس، و استقلال دولت اسلامیّه را که رتبۀ حراست و نگهبانی همه را در عهده دارد تالی آن شمارد. حتّی نسبت به فرق غیر اسلامیّه هم، هر چند نظر به اشتراکشان در مالیّه و غیرها، و هم به واسطۀ توقّف تمامیّت و رسمیّت شورویّت عمومیّه بر دخولشان در امر انتخاب لامحاله باید داخل شوند؛ و [البته] اگر از صنف خود کسی را انتخاب کنند حفظ ناموس دین از او مترقّب نباشد، لکن خیرخواهی نسبت به وطن و نوع از آنان هم مترقّب، و اتّصافشان به اوصاف مذکوره در صلاحیّت برای عضویّت کافی است.»
صفحه ٩٠: «”شَرُّ النّاسِ مَن باعَ دینَه بدُنیا غیرِه.“»[٢]
[مالیات و خراج در اسلام]
صفحه ٩١: «... در خصوص خراج چنین مقرّر فرمودهاند:
”و تَفَقَّدْ أمرَ الخَراجِ بما یُصلِحُ أهلَه، فإنَّ فی صَلاحه و صَلاحِهم صَلاحًا لمَن
[١]. نهج البلاغة (عبده), ج ٣, ص ٨٧.
[٢]. این عبارت به عین این الفاظ در مجامع روائی یافت نشد, لکن رجوع شود به الاختصاص، ص٢٤٣:
«قال رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”خیرُ النّاس مَن انتَفَع به النّاسُ، و شَرُّ النّاس مَن تَأذَّی به النّاسُ، و شَرٌّ مِن ذلک مَن أکرَمَه النّاسُ اتِّقاءَ شرِّه، و شَرٌّ مِن ذلک مَن باع دِینَه بدُنیا غیرِه.“» (محقّق)