مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٣٤ - مالیات و خراج در اسلام
عَمرو در بازگشت در سایهای فرود آمد و دو مرد از بنیعامر نیز در آنجا فرود آمدند، عمرو آنها را غافل ساخت و هر دو را به خون خواهی مسلمانان کشت، و از پیمانی که بنیعامر با مسلمانان داشتند آگاه نبود. بنیعامر دیۀ دو کشتۀ خود را درخواست نمودند، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم با چند تن از اصحاب به سوی قُبا و قلعۀ یهود بنیالنَّضیر رهسپار شد تا از آنان کمک مالی بطلبد، آنها هم پذیرفتند. چون با هم برای گردآوردن مال جمع شدند، اندیشۀ دیگری بر ایشان روی داد و آن کشتن رسول خدا بود؛ با هم گفتند: از این فرصت و تنهایی او باید استفاده کرد! کسی را گماشتند که از بالای بام قلعه، سنگی به سوی آن حضرت که در کنار دیوار نشسته بود پرتاب کند. آن حضرت به اندیشۀ آنان آگاه شد و از کنار دیوار برخاست و به سوی مدینه رهسپار شد، و مسلمانان قلعۀ آنان را محاصره نمودند. و منافقینی که یهود را نهانی به مقاومت میخواندند، کمک نکردند. چون تاب مقاومت در خود ندیدند، کوچ کردن را بر کُشته شدن برگزیدند و با اموال سبک و پر بهای خود به سوی شامات کوچ داده شدند.»[١]
صفحه ٩٣: «... همینطور در این عصر چون اراضی خراجیّۀ مفتوحةالعنوة علاوه بر آنکه عیناً مجهول است استقرار یدِ مالکانۀ متصرّفین و احتمال استناد آن به نقل صحیح شرعی بر فرض معلومیّتِ عین هم مانع از اجرای احکام مقرّره در باب اراضی خراجیّه است، لهذا وظیفۀ حالیّه در تصحیح عمل مالیّه منحصر است که بر طبق همان سیرۀ مقدّسۀ صدر اسلام مصارف لازمۀ نظم و حفظ مملکت و اخراجش از حلق غنیمان خارجی که به وسیلۀ خیانتهای مملکتفروشان بلعیدهاند، صحیحاً تعیین شود و به تعدیل صحیح و ممیّزی علمی به نسبت متساویه و به اندازۀ انتفاع از تمکّن و دارایی، بر طبقات ارباب مستقلاّت و تجارات و مواشی و غیرهم توزیع، و از برای طبقات کارگزاران و متصدّیان اُمور هم به اندازۀ لیاقت خدمتشان به نوع،
[١]. إعلام الوری, ص ٨٧.