مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢٤ - عدالت و شورا و مساوات آحاد مسلمین، مبدأ ترقّی و نفوذ صدر اسلام
رسمیّت هم به چنین تمامیّت مرتّبش ساخت، و امکان إقامۀ قوّۀ مسدّده و رادعۀ خارجیّه را بهجای قوّۀ عاصمۀ عصمت و لاأقلّ ملکۀ تقوا و علم و عدالت از کیفیّت انبعاث ارادات نفسیّه از ملکات و ادراکات استخراج نمود، و به وسیلۀ تجزیۀ قوای مملکت و قصر شغل متصدّیان فقط به قوّۀ اجرائیّه تحت آراءِ قوّۀ مسدّده و مسئول آن، و آنان هم مسئول آحاد ملّت بودن، وجود خارجیش داد، زهی مایۀ شرف و افتخارش و بسی موجب سربهزیری و غبطۀ ما مردم است.
با اینکه بحمدالله تعالی و حسن تأییده از مثل یک کلمۀ مبارکۀ: ”لا تَنقُضِ الیقینَ بِالشّک“[١] آن همه قواعد لطیفه استخراج نمودیم، از مقتضیات مبانی و اُصول مذهب و مایۀ امتیازمان از سایر فرق چنین غافل، و ابتلای به إسارت و رقّیت طواغیت امّت را إلی زمان الفرج عجّل الله تعالی ایّامه، به کلّی بیعلاج پنداشته، اصلاً در این وادی داخل نشدیم؛ و دیگران در پیبردن به مقتضیات آن مبانی، و تخلیص رقابشان از این اسارت منحوسه، گوی سبقت ربودند و مبدأ طبیعیِ آنچنان ترقّی و نفوذ را از سیاسات اسلامیّه اخذ، و به وسیلۀ جودت استنباط و حسنِ تفریع، اینچنین فروع صحیحه بر آن مرتّب، و به همان نتایج فائقه نائل شدند! و ما مسلمانان به قهقری برگشتیم. حال هم که بعد اللّتیا و اللّتی، اندک تنبّهی حاصل و مقتضیات احکام دین و اصول مذهبمان را با کمال سربهزیری از دیگران اخذ، و مصداق (هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا)[٢] شدیم.»
صفحه ٦٢، پاورقی: «... سیّدالشّهدا علیهالسّلام به اهل کوفه نگاشت:
وَاللَهِ ما الإمامُ إلّا القائمُ بالقِسطِ الحاکمُ بِالکتابِ الحابِسُ نفسَه عَلی ذاتِ الله تعالی؛[٣]
[١]. این عبارت متّخذ از حدیث شریفی است که در التهذیب، ج ١، ص ٤٢١ آمده است، و عین این عبارت در غالب کتب اصولی و فقهی موجود است. (محقّق)
[٢]. سوره یوسف (١٢) آیه ٦٥.
[٣]. الإرشاد، ج ٢، ص ٣٩، با قدری اختلاف.