مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٠٢ - رسال١٧٢٨ دولت اسلام
فطری و طبیعی اوست؛ در سورۀ روم، ذات مقدّس احدیّت که خالق و پروردگار انسان است و بر نیازهای او واقف است، خطاب به حضرت رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم میفرماید:
برپایدار و استوارکن وجهۀ باطن و چهرۀ سیمای دل خود را به سوی این دین (از تمام مرامها و روشهای جهانیان و عادات آنان روی گردان و یکباره توجّه و قصد خود را متوجّه این دین بنما) و صورت نفسانی و ملکوتی خود را به این دین حنیف که در شاهراه استقامت و اعتدال قرار دارد و از هر جنبۀ کوتاهی و نقصان یا زیادی و تندی مصون است، متوجّه بگردان! این همان آیینی است که طبق اساس خواستههای فطری و ذاتی که خداوند آدمی را بر آن فطرتها سرشته و تخمیر فرموده است، معیّن و مشخّص گردیده است؛ تبدیل و تغیّری در اصل آفرینش خدا نیست. این است آن دینی که بر پایههای وزین خود همیشه استوار بوده و ابدی است، گرچه اغلب مردم از این حقیقت بیخبرند.[١]
آری، اکثر مردم راه عقل و دانش را رها نموده و به ندای فطرت پاسخ مثبت نمیدهند؛ گرفتار احساس حیوانی گردیده، عنان خود را به دست هوی سپرده بدون پیروی از قانون عقلی و فطرت، به دنبال نفس امّاره در حرکتاند.
معنای لفظ دین در لغت
برای آنکه معنای آیۀ مورد بحث خوب روشن گردد، باید اولاً لفظ دین و موضع استعمال آن معیّن شود.
دین در لغت به معنای سلطه، قهر، طاعت، ورع، معصیت، حال، عادت، شأن، قانون، حکم، جزا، مکافات و حساب استعمال شده، و لیکن میتوان گفت که بازگشت این معانی به چهار معنا بیش نیست:
اوّل: به معنای سلطه و قهر و غلبه و فرمان دادن و حکم نمودن و با قدرت
[١]. سوره روم (٣٠) آیه ٣٠.