مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٠٣ - رسال١٧٢٨ دولت اسلام
حکم خود را به ثمر رساندن و دیگری را مطیع و فرمانبردار نمودن است. دَانَ النَّاسَ: قَهَرَهم عَلَی الطَّاعَة.[١] دِنتُ القومَ: أذلَلتُهم و استَعبَدتُهم.[٢] در حدیث رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم وارد است:
الکَیِّسُ مَن دانَ نَفسَه و عَمِلَ لِما بَعدَ المَوتِ؛[٣] یعنی: «مرد هشیار و زیرک کسی است که نفس خود را فرمانبردار قوّۀ عقل خود نموده و برای روز بازپسین، اعمال خود را بجای آورد.»
دوّم: به معنای اطاعت کردن و بندگی نمودن، مسخَّر امر کسی شدن و در مقابل قدرت او ذلیل شدن و تن دردادن. دِنتُهم فدانوا: قَهَرتُهم فأطاعُوا.[٤] و در حدیث وارد است که حضرت رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:
أُریدُ مِن قُرَیشٍ کَلِمَةً تَدینُ بِها العَرَبُ؛[٥] یعنی: «از قریش یک کلمهای میخواهم برای آنکه تمام عرب مطیع و منقاد آنان گردند.»
سوّم: به معنای قانون و حکم و مذهب و روش و مرام و عادت است. ما زالَ ذَلِکَ دِینی و دَیدَنی: همیشه دأب و عادت من بر این بوده است.
چهارم: به معنای رسیدگی کردن به حساب عمل و قضاوت نمودن و بالأخره پاداش عمل دادن است.[٦] در عرب مشهور است که میگویند: «کَما تَدِینُ
[١]. دانَ النّاس: یعنی مردم را با قوّۀ قهریّه مطیع و منقاد خود نمود.
[٢]. دِنتُ الُقوم: یعنی آنان را ذلیل و فرمانبر خود نمودم و آنان را به عبودیّت و بندگی خود واداشتم.
[٣]. بحار الأنوار، ج ٧٤، ص ٨٠.
[٤]. دنتُهم فدانوا: یعنی من آنها را مقهور نمودم و بالنتیجه آنان اطاعت مرا نمودند.
[٥]. نهایة فی غریب الحدیث، ابن أثیر، ج ٢، ص ١٤٨؛ لسان العرب، ج ١٣، ص ١٦٧.
[٦]. تحلیل این معانی از دقّت در امثله و شواهدی که در لسان العرب و تاج العروس ذکر شده است بهدست آمده، و نیز از تحقیقات عالم معاصر شیخ أبوالأعلی مودودی در کتاب المصطلحات الأربعة فی القرآن (الإله، الرب، العبادة، الدّین) استفادۀ شایانی شده است.