جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٩٥ - ١٢ طرح مسائل قطعی و مورد پذیرش طرفین قبل از مناظره
شاگرد نزد استاد خود رفت، مطابق دستور امام رفتار کرد و با او همدم شد تا زمِینه طرح سؤال آماده گردِید. آنگاه از استاد پرسِید: آِیا ممکن است خدا غِیر از معانِی که شما فهمِیدهاِید را اراده کرده باشد؟ استاد با کمال دقت به پرسش شاگرد گوش داد و گفت: دوباره سؤال خود را تکرار کن! شاگرد سؤالش را تکرار کرد. فِیلسوف پس از کمِی تأمّل گفت: آرِی! ممکن است، زِیرا واژهها و لغتها داراِی احتمالات مختلف است و از لحاظ دقت نظر نِیز گفته شما پسندِیده است. آنگاه به استاد خود گفت: شما چه مِیدانِید شاِید منظور خدا از آِیات قرآن غِیر از معانِی باشد که شما حدس زده و به آن اشکال کردهاِید.
استاد که مِیدانست شاگرد او تواناِیِی چنِین پرسشِی را ندارد و از حدود اندِیشه او بِیرون است، رو به شاگرد کرد و گفت: تو را سوگند مِیدهم که حقِیقت را بگوِیِی اِین مطلب را از کجا ِیاد گرفتهاِی؟ شاگرد ابتدا آن را به خود نسبت داد و گفت: به ذهنم آمد که از شما بپرسم. استاد جواب او را نپذِیرفت. شاگرد گفت: حقِیقت اِین است که امام عسکرِی ٧ ِیادم داد. فِیلسوف گفت: اکنون واقعِیت را گفتِی، چنِین سوالِی جز از خاندان رسالت شنِیده نمِیشود. آنگاه فِیلسوف با انصافِی که داشت آنچه را نوشته بود، آتش زد.[١]
١٢. طرح مسائل قطعِی و مورد پذِیرش طرفِین قبل از مناظره
سلطان محمّد خدابنده در سلطانِیه قزوِین به سلطنت رسِید و بر سراسر اِیران و عراق و ساِیر نقاط همجوار آن روز اِیران، حکومت مِیکرد. وِی مسلمان و از اهلسنت بود. نظر به اِینکه اکثر مردم اِیران در آن زمان سنِی بودند، اکثر سران کشورِی هم سنِی گشتند. روزِی براِی سلطان محمّد حادثهاِی اتفاق افتاد و او را منقلب کرد.
سلطان محمّد روزِی از همسر خود ناراحت شد و در حال عصبانِیت همسرش را سه طلاقه کرد. پس از عمل خود که از روِی غضب و شتابزدگِی انجام گرفته بود پشِیمان شد و موضوع را با علماِی سنِی در مِیان گذاشت. علماِی چهارگانه سنِی گفتند: سلطان محمّد نمِیتواند به زن خود رجوع کند مگر اِینکه ابتدا زن او با مرد دِیگرِی ازدواج کند و از او طلاق بگِیرد و بعد از نگاه داشتن عده، سلطان محمّد دوباره با او ازدواج کند به تعبِیر دِیگر باِید محلّلِی در بِین باشد.
[١] بحار الأنوار، ط دارالاحِیاء التراث، علامه مجلسِی، ج ٥٠، ص: ٣١١.