جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٥٩ - ٣٧ اثر موعظه بلیغ حتّی نسبت به دشمن «از معجزه کلام غافل نشویم»
٣٦. برگزارِی دورههاِی آموزشِی براِی تربِیت مبلّغ
در ِیکِی از جلساتِی که مأمون بِین امام رضا ٧ و عالمان بزرگ ادِیان و مذاهب مختلف و مکاتب فلسفِی تشکِیل داده بود، امام با ِیکِی از دانشمندان بزرگ بنام عمران صابِی در حال مناظره درباره اثبات خداوند بود، هر سوالِی را که عمران مطرح مِیکرد،
امام با استدلال محکم، جواب مِیداد. آن حضرت در مناظره با عمران صابِی، به بِیان صفات خدا و تشرِیح آن پرداخت سرانجام اين مناظره به اسلام عمران صابِی منجر شد سپس امام رضا ٧ وِی را به عنوان شاگرد نزد خود نگه داشت و پس از آموزشهاِی لازم، به عنوان مبلّغ به شهرهاِی مختلف فرستاد.[١]
٣٧. اثر موعظه بلِیغ حتِّی نسبت به دشمن «از معجزه کلام غافل نشوِیم»
متوكّل خليفه ظالم عباسِی از اقتدار امامهادِی ٧ نگران بود و آن حضرت را خطر جدِّی براِی خود مِیدانست. در اِین وضعِیت شخصِی نزد او رفت و درباره امامهادِی خبر چينِی كرد و گفت: در منزل اِیشان اسلحه فراوان و نِیز نامههاِیِی از حمايت شيعيان قم وجود دارد. اِیشان قصد دارد بر عليه حكومت قيام كند. متوكّل گروهِی را فرستاد تا به خانه امام بدون اطلاع وارد شده و خانه را وارسِی كنند. آنان رفتند ولِی چيزِی نيافتند. دِیدند آن حضرت در خانه مشغول تلاوت قرآن است.
حضرت را با خود نزد متوكّل بردند. متوكّل كه در حال خوردن شراب بود كاسه شرابِی را كه در دست داشت به حضرت تعارف كرد. امام ٧ فرمود: به خدا قسم هرگز شراب در گوشت و خون من وارد نشده است. من را از اين كار معذور بدار. (وَاللَّهِ مَا يُخَامِرُ لَحْمِي وَ دَمِي قَطُّ فَأَعْفِنِي) متوكّل حضرت را معذور داشت و گفت: شعرِی براِی من بخوان. امام فرمود: من شعر زيادِی در حفظ ندارم. متوكّل گفت: بايد شعر بخوانِی. آن حضرت اشعارِی به اين مضمون خواند: کسانِی بر كوههاِی محکم و استوار ِیا كاخهاِی مستحكم منزل گزِیده و مردان مسلّح از آنها پاسدارِی مِیكنند اما هيچيك از اينها نتوانست جلوِی مرگ آنها را بگيرد و آنان را از آسِیب حوادث حفظ نماِید. در پايان عمر از آن قلههاِی بلند و كاخهاِی مستحكم به درون قبر كشيده شدند.
ندا دهندهاِی خطاب به آنان فرياد زند: كجا رفت آن زينتها، دستبندها، شكوه و جلال شما؟
[١] عِیون اخبار الرضا ٧ ج ١، ص: ١٧٢.