جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٤٩ - ٢٢ از حرف تا عمل
در راه تو دلسوزانه تلاش مىکرد، گاه توسط مردم سنگباران مىشد و خون از پاى مبارکش جارى مِیشد با اِین حال هرگز قومش را نفرِین نکرد. پِیوسته در دعا مىگفت: (اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِقَوْمِي إِنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ) خداِیا قومم را ببخش،آنها ندانسته به من ستم مِیکنند.[١]
مکه، وطن و زادگاه رسولالله ٦ بود، دورشدن از آنجا بسِیار ناگوار و تلخ بود. امّا آن حضرت تنها براى پِیشرفت و توسعه اسلام تن به اِین هجرت داد. (وَ هاجَرَ إِلَى بِلَادِ الْغُربَةِ وَ مَحَلِّ النَّأِْی) حاضر شد سالها دورى از وطن و خانه خدا را تحمّل نماِید.در اِین هجرت با جنگها و مشکلات فراوانِی دست و پنجه نرم کرد.[٢]
٢٢. از حرف تا عمل
از مهمترِین امورِی که در تبلِیغ رعاِیت آن لازم است آن است که مبلّغ قبل از دعوت دِیگران به خوبِیها خود اهل عمل باشد و در عمل به آنچه دِیگران را بدان مِیخواند پِیشِی بگِیرد. اگر دِیگران را ترغِیب به نماز شب و اخلاقخوش و ِیا جهاد مِیکند باِید خود پِیش قدم اِین مِیدانها باشد. در قرآن هم به اِین امر اشاره شده آنجا که مِیفرمايد: (أَتَأْمُرُونَ الْنَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکمْ)[٣] آيا مردم را صرفاً به نيكى امر مِیكنيد و خود از عمل بدان فراموش مِیکنِید؟!
امِیرمؤمنان علِی ٧ در نهج البلاغه مىفرمايد: در جنگها هرگاه آتش جنگ شعلهور مِیشد و دشمنان حمله مىكردند، رسولخدا در اِین عرصه پِیش قدم و نزدِیکتر به دشمنان بود. (كُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَيْنَا بِرسولالله فَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ)[٤] اهل بيت و خوِیشان خود را پيشاپيش لشكر قرار مىداد و بدين وسيله اصحابش را از شمشيرها و نيزهها حفظ مِیکرد. (كَانَ رسولالله إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ وَ أَحْجَمَ النَّاسُ قَدَّمَ أَهْلَ بَيْتِهِ فَوَقَى بِهِمْ أَصْحَابَهُ حَرَّ
[١] مجله فقه اهل بيت ( (فارسى) ج٤٩، ص: ١١٢.
[٢] دعاى دوم صحِیفه سجادِیه، تفسِیر نمونه،ج ٢، ص: ١٨٣.
[٣] سوره بقره، آِیه ٤٤.
[٤] نهج البلاغة، سِید رضِی، ص: ٤٦٠.