جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٧٨ - ٢١ انتخاب شغلی آبرومند
گرامافون، تلگراف، تلفن و رادِیو بود که در سراسر جهان از آنها استفاده مِیشود.[١]
٢٠. به انتظار ننشِین، همانند دِیگران تلاش کن
اِین داستان درباره اوّلِین حضور «امتفاکس» نوِیسنده و فِیلسوف معاصر اِیرلندِی در سلف سروِیس است. وِی در سفر خود به کشورِی براِی نخستِین بار به رستوران سلف سروِیس رفت و در گوشهاِی به انتظار نشست تا از او پذِیراِیِی شود. اما با کمال تعجّب دِید پِیش خدمتها کوچکترِین توجّهِی به او ندارند. از همه بدتر اِین که دِید کسانِی که پس از او وارد شده بودند، در مقابل بشقابهاِی پر از غذا نشسته و مشغول خوردن غذا بودند. وِی با ناراحتِی به مردِی که بر سر مِیز مجاور نشسته بود، نزدِیک شد و گفت: من حدود بِیست دقِیقه نشستهام بدون آنکه کوچکترِین توجّهِی به من شود. حالا مِیبِینم شما که پنج دقِیقه پِیش وارد شدهاِید، با بشقابِی پر از غذا در مقابل من نشستهاِید! موضوع چِیست مردم اِین کشور چرا اِینگونه پذِیراِیِی مِیکنند؟
مرد با تعجّب گفت: اِینجا سلف سروِیس است، سپس اشاره کرد به انتهاِی رستوران که غذا در آنجا سلف مِیشد سپس گفت: به آنجا بروِید، ِیک سِینِی بردارِید و هر چه مِیخواهِید انتخاب کنِید و پول آن را بپردازِید، بعد هم مِیل کنِید! امت فاکس طبق دستور، عمل کرد. وقتِی غذا را روِی مِیز گذاشت، ناگهان به ذهنش رسِید که زندگِی انسان هم همانند سلف سروِیس است. همه نوع، فرصتها، موقعِیتها، شادِیها، خوشِیها و غمها در برابر همگان قرار دارد.
اِین ما هستِیم که بِیحرکت به صندلِی خود چسبِیده و محو اِین و آن شدهاِیم و دائم نگاه مِیکنِیم که دِیگران در بشقاب خود چه دارند. دچار شگفتِی شدهاِیم که چرا دِیگران سهم بِیشترِی دارد. به ذهنمان نمِیرسد که خِیلِی ساده از جاِی خود برخِیزِیم و براِی آنچه دِیگران دارند و آرزوِی آن را دارِیم تلاش کنِیم. اگر زندگِی چِیز زِیادِی به شما نمِیدهد به دلِیل آن است که شما هم چِیز زِیادِی از او نخواسته و براِی آن تلاش لازم را مبذول نداشتهاِید.[٢]
٢١. انتخاب شغلِی آبرومند
جوان بِیکارِی به باغ وحش رفت و پرسِید: استخدام دارِید؟ مسؤل آنجا گفت: چه مدرکِی
[١] چهره درخشان، ج ١، ص: ٦٣.
[٢] برگرفته از کتاب «شما عظِیمتر از آنِی هستِید که مِیاندِیشِید» مولف: مسعود لعلِی.