جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٥٤ - ٦ نه هزار سال عبادت شبانهروزی صائماً نَهارَهُ، قائماً لَيلَهُ
باز است؟ (ما مِنْ عَمَل قَبيح الّا قَدْ عَمِلْتُهُ فَهَلْ لى مِنْ تَوْبَه؟) پِیامبر فرمود: پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: مادرم از دنيا رفته ولى پدرم زنده است، حضرت فرمود: اگر مِیخواهى گناهانت بخشيده شود برو به پدرت نيكى كن و حاجاتش را برآورده کن. آن مرد چون از مسجد بيرون رفت، پِیامبر به اطرافِیان فرمود: اگر مادرش زنده بود با نيكى به او به مغفرت خدا نزديكتر بود. [١]
٥. توجّه به نِیازهاِی مومن همراه با حفظ آبروِی او
حارث مِیگويد: شبى با امِیرمؤمنان ٧ مشغول صحبت و گفتگو بودِیم که به اِیشان عرض كردم براى من حاجتى پيش آمده است. امام فرمود: اى حارث! آيا من را براى ذکر حاجت خود شايسته مىدانى؟ عرض كردم: البته يا على!
خدا شما را جزاى خير عنايت كند. ناگهان امام از جاى خود برخواست و چراغ را خاموش كرد و با ملاطفت و مهربانى هر چه بيشتر، کنار من نشست و فرمود: مِیدانى چرا چراغ را خاموش نمودم؟ گفتم نه.
حضرت فرمود: براى اينكه اوّلاً بدون ملاحظه و رو درواسى، هر چه در دل دارى بگوِیى. ثانِیاً من شرمندگِی را در چهرهات نبينم. اكنون هر حرفى دارى بزن. از پيامبر ٦ شنيدم که فرمود: حواِیج مردم در نزد شما به منزله امانت هستند، بايد آن را از ديگران پنهان بدارِید اگر چنِین کنِید به شما پاداش عبادت مىدهند و اگر افشا کنِید، هر كس كه مىشنود شايسته است به او كمك کند و از هرگونه کمک به او درِیغ نورزد![٢]
امام سجاد ٧ در دعا به خداوند عرض مِیکند: (وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى يَدِيَ الْخَيْرَ وَ لاَتَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ) پروردگارا دست من را وسِیله خِیر رساندن به دِیگران قرار بده و كارهاى خير من را با منت نهادن باطل نفرما.
٦. نه هزار سال عبادت شبانهروزِی صائماً نَهارَهُ، قائماً لَيلَهُ
مردى نزد امام حسن ٧ آمد و گفت: اى فرزند پيامبر ٦ مردِی از من طلب دارد ولى من پولى ندارم، براى همِین او مِیخواهد من را زندانى كند. امام فرمود: در حال حاضر مالى ندارم
[١] مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، جلد ١٥، ص: ١٧٩.
[٢] سِیماِی فرزانگان، ص: ٣٤٩، مهرتابان ص: ٢٠.