جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٦٢ - ٤٢ تبلیغ بدون چشمداشت
نمِیدانم، تا شاگردان هم ياد بگيرند و گفتن نمِیدانم براِی آنان سخت نباشد. امِیرمؤمنان علِی ٧ فرمود: در گفتن نمِیدانم حِیاء نکنِید. [١]
٤١. غرور آفت مبلّغ
شخصِی علم نحو را فرا گرفته بود و در ادبيات عرب بسيار ترقِی كرده بود تا جاِیِی که او را دانشمند علم نحو مِیخواندند. روزِی سوار كشتِی شد و در حال غرور به ناخداِی كشتِی گفت: آيا تو علم نحو خواندهاِی؟ او گفت: نه، عالم گفت: نصف عمرت بر فناست!!! ناخداِی كشتِی از سرزنش او اندوهگين شد ولِی چيزِی نگفت. كشتِی در حال حركت بود كه ناگهان در اثر طوفان به گردابِی افتاد و در پرتگاه غرقشدن قرار گرفت در اين هنگام، كشتيبان كه شناگر ماهرِی بود به عالم نحوِی گفت: آيا شنا بلد هستِی؟ عالم نحوِی گفت: نه، ناخدا به او گفت: همه عمر تو بر فناست چرا كه كشتِی در حال غرقشدن است و تو شناکردن بلد نِیستِی! عالم نحوِی به غرور خود پِیبرد و متوجه شد كه بالاترين علم آن است كه انسان اوصاف زشت و صفات رذيله را در وجود خود نابود كند تا غرق درياِی غرور نگردد. [٢]
نکته: امام صادق ٧ به ِیکِی از اصحاب خود فرمود: زبانت را جز از سخن نيك نگاهدار، نگو كه من خود هدايت يافتهام «مغرور نشو و خود را برتر از دِیگران ندان بلکه» هداِیت را توفِیقِی از جانب خدا بدان زِیرا خداوند اسباب هداِیت را فراهم نموده است...[٣]
٤٢. تبلِیغ بدون چشمداشت
قبل از تبعِید مرحوم امام ; صاحب يكى از كارخانههاِی بزرگ تهران مسجدى ساخت و براى امامت در اين مسجد از امام درخواست کرد، مبلّغِی را به آنجا اعزام كند تا مردم را ارشاد نمايد. امام پس از تعيين روحانى، در هنگام اعزام به او فرمود: وظيفه شما علاوه بر تبليغ و ارشاد اين است كه دو موضوع را از ياد نبرِید:
اول: در اين مسجد نامِی از من برده نشود.
[١] درِیاِی فقاهت، موسوِی، سِید عبدالرضا، ص: ۴۷.
[٢] مثنوِی معنوِی مولانا، دفتر اول، بخش ۱۳۷، حکاِیت ماجراِی نحوِی و کشتِیبان.
[٣] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص: ٢٥ ح ١.