جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٥٧ - ٣٤ حرف مردم نباید مانع بیان حقایق شود
به خانه خود برد و با جدِّیت علّت درگيرِی آنها را رسيدگِی كرد. چون فهمِید كه امور مالِی باعث نزاع آنها شده، چهارصد درهم از خود به آنها داد و از هر دوِی آنها تعهد گرفت كه ديگر ادّعاِیِی نسبت به ِیکديگر نداشته باشند. سپس به آنان گفت: اين پول از آنِ من نِیست بلكه متعلّق به امام صادق ٧ است که به من فرمود: هرگاه بين دو نفر شيعه نزاعِی درگرفت، مِیان آنها را إصلاح كن و از جانب من در اين راه پول بده، تا صلح بِین آنان برقرار شود. [١]
٣٤. حرف مردم نباِید مانع بِیان حقاِیق شود
يونسبنعمار دچار بيمارِی برص شد و لكههاِی سفيدِی بر صورتش آشكار گرديد. اين مرِیضِی او را به سختِی ملول و آزرده کرد. به علاوه بر اثر اين مرِیضِی برخِی از مردم دربارهاش سخنان نارواِیِی گفتند و قدر و منزلت او را در جامعه كاهش دادند تا جاِیِی که نتوانست مانند گذشته در مجامع عمومِی حضور يابد و با مردم سخن بگويد. تصمِیم گرفت حضور امام صادق ٧ برود و احوال خود را به عرض برساند تا چارهجويِی كند.
خدمت آن حضرت رسِید و جرِیان را توضيح داد كه از طرفِی گرفتار بيمارِی برص شده و از طرف ديگر سخنان دردناك مردم به شدّت او را رنج مِیدهد. امام براِی تقويت روحيه و اراده او در ادامه امور زندگِی، فرمود: (لَقَدْ كَانَ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ مُكَنَّعَ الْأَصَابِعِ فَكَانَ يَقُولُ هَكَذَا وَ يَمُدُّ يَدَيْهِ وَ يَقُولُ: يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِين) دست مؤمن آلفرعون عيب مادر زادِی داشت به اِین صورت که انگشتانش خمِیده و به هم چسبيده بود. اما موقع سخن گفتن، بدون احساس ضعف و انكسار، همِین دست معيوب خود را به سوِی مردم دراز مِیكرد و با وجود اِین عِیب ظاهرِی، مِیفرمود: اِی مردم! از فرستادگان خدا پيروِی كنيد..[٢]
نکته: امام ٧ با نقل قضيه مؤمن آل فرعون، روحيه يونس را تقويت كرد و به وِی فهماند كه به سبب اِین عِیب و لكههاِی صورت نبايد از مردم كنارهگِیرِی كند و اطمِینان و شخصيت خويش را از دست بدهِی! بلکه بايد با شهامت و اراده قوِی، به انجام وظايف و کارهاِی خود مشغول شوِی، چنان كه مؤمن آل فرعون، دست معيوب خود را به سوِی مردم دراز مِیكرد و با همان عِیب ظاهرِی آنان را به پيروِی از انبياِی إلهِی دعوت مِینمود.
[١] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص: ٢٠٩.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج٢، ص: ٢٥٩.