جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٥٠ - ٤ فرق بین سنّتحسنه و بدعت
هرگز سنّتحسنهاى را که پِیشگامان اِین امت به آن عمل کرده و ملت اسلام با آن الفت گرفته و امور رعِیت بوسِیله آن اصلاح شده است، از بِین مردم بر ندار. (وَلاَ تَنْقُضْ سُنَّةً صَالِحَةً عَمِلَ بِهَا صُدُورُهَذِهِ الاُْمَّةِ، وَاجْتَمَعَتْ بِهَا الاْلْفَةُ، وَصَلَحَتْ عَلَِیْهَا الرَّعِِیَّةُ)[١]
دوم: معناى دوم سنّت اِین است که کار خِیرِی در جامعه ابداع شود که در عرف پسندِیده است و اسناد به دِین هم ندارد مثل اِینکه شخص ِیا گروهى روز ِیا هفتهاى از سال را به عنوان هفته نِیکوکارى ِیا اکرام ِیتِیمان ِیا تطهِیر مساجد ِیا کاشتن انواع درختان قرار دهند و در تقوِیم هم ثبت شود و عادت مردم شود بىآنکه آن را به شرع مقدس نسبت دهند. اِین سنّت صالح باقى مى ماند و افرادى به آن عمل مى کنند و در پرتو آن کارهاى نِیکى صورت مىگِیرد.
[١] نهج البلاغة، سِید رضِی، ص: ٣٧٠.