جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٥٧ - ١٧ اهل تقاضا و خواهش نیستم
خوِیشتن را از مردم بِینِیاز ساز. (فَاحْمِلْ عَلَى رَأْسِكَ وَ اسْتَغْنِ عَنِ النَّاسِ)[١]
١٦. ِیکِی از شرائط استجابت دعا
امام صادق ٧ فرمود: اگر دوست دارِید كه خداوند خواسته شما را اجابت نماِید، بايد از تمام مردم و اسباب ظاهرِی دنِیا مأيوس شوِید و به احدِی جز خدا امِید نداشته باشِید. وقتى خدا ببِیند که فرد در باطن از غير او قطع امِید کرده و تنها به خدا امِیدوار است، هر چه درخواست کند به او عطا نماِید. (إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ لَا يَسْأَلَ رَبَّهُ شَيْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ فَلْيَيْأَسْ مِنَ النَّاسِ كُلِّهِمْ وَ لَا يَكُونُ لَهُ رَجَاءٌ إِلَّا عِنْدَ اللَّهِ فَإِذَا عَلِمَ اللَّهُ عزّوجلّ ذَلِكَ مِنْ قَلْبِهِ لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ شَيْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ) [٢] امام صادق ٧فرمود: شرافت مؤمن به نماز شب و عزت او در بىنيازى از مردم است. (شَرَفُ الْمُؤْمِنِ قِيَامُ اللَّيْلِ وَ عِزُّهُ اسْتِغْنَاؤُهُ عَنِ النَّاسِ)[٣]
١٧. اهل تقاضا و خواهش نِیستم
امام عسکرِی ٧ در زندان سندىبنشاهك زندانِی بود. روزِی فضلبنربيع مأمور شد پِیامى از طرف هارون به آن حضرت برساند. فضل وارد زندان شد و ديد حضرت نماز مىخواند، هيبتش مانع شد كه بنشيند لذا ايستاد و به شمشير خود تكيه داد، نماز حضرت كه تمام شد به او اعتناِیِی نكرد و بلافاصله نماز ديگرى را آغاز نمود. مرتب همِین كار را ادامه مىداد و به او اعتنايى نمىکرد.
بعد از اتمام يكى از نمازها فضل بالاخره خسته شد و فورا شروع به صحبت كرد و گفت: خليفه به من دستور داده كه در حضور شما از هارون به عنوان خلِیفه و امِیرمؤمنان ياد نكنم و به جاى آن بگويم: برادر شما هارون سلام رسانده و مىگويد: خبرچِینان خبرهايى از شما به ما رسانيدهاند كه موجب سوء تفاهم شده است. اكنون معلوم شد كه شما تقصيرى نداريد ولِی با اِین حال دوست دارم كه شما همِیشه نزد ما باشيد و به مدينه نرويد. هر نوع غذايى كه مِیل دارِید دستور دهيد تا از شما پذيرايى کنِیم.
[١] محجة البِیضاء، جلد ٣، ص: ١٤٣، الوافي، ج١٧، ص: ٣٥.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج٢ ص: ١٤٨.
[٣] الكافي (ط - الإسلامِیة) ج٢ ص: ١٤٨.