جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١١٢ - ١٠ هديهای که پذیرفته نشد
٨. هدِیهاِی از معدن جود و بخشش، امام جواد ٧
محمّدبنسهل قمىمىگويد: در سفر مكه حضور امام جواد ٧ رسِیدم تا لباسى را از آن حضرت هدِیه بگِیرم، ولى به جهت شلوغِی جمعِیتِی که به ملاقات آن حضرت آمده بودند فرصتى پِیدا نشد که خصوصِی دِیدارِی داشته باشم لذا با آن حضرت خداحافظى كرده و رفتم. تصمِیم گرفتم نامهاى براى آن حضرت بنويسم و در نامه لباسى را از آن حضرت به عنوان ِیادگارِی درخواست كنم، نامه را نوشتم ولِی چون به مسجد رفتم، منصرف شدم و نامه را پاره كردم و از شهر خاج شدم.
در راه که مِیرفتم ناگاه، شخصى نزد من آمد و گفت: امام جواد اين را براى شما هدِیه فرستاده است، نگاه كردم ديدم دو لباس مرغوب است. لباسها را گرفتم و تا آخر عمر نگاه داشتم و به پسرم احمد سفارش کردم که چون از دنِیا رفتم من را با همان دو لباس كفن كند.[١]
٩. دستورالعملِی ساده براِی موفقِیّت
همسر شهِید مطهرِی مِیگفت: ۲۶ سال با مرتضِی زندگِی کردم، در اِین مدت حتِّی نِیم ساعت هم بِیوضو نبود. همِیشه به ما تاکِید مِیکرد که با وضو باشِید... استاد مطهرِی در نامهاِی به فرزندش نوشت: (حتِّیالامکان روزِی ِیک حزب قرآن بخوان و ثوابش را هدِیه کن به روح پِیامبر اکرم ﷺ ) تا موجب برکت در عمر و موفقِیّت تو شود. [٢]
١٠. هديهاِی که پذِیرفته نشد
عثمان، خلِیفه سوم توسط دو غلام خود دويست دينار براِی ابوذر فرستاد و گفت: به او بگوِیيد: عثمان تو را سلام رسانِید و گفت: اينها را در نِیازهاِی خود مصرف کن، ابوذر پرسيد: آيا خليفه به ساير مسلمانها هم همانند من دويست دينار داده است؟ گفتند: نه، ابوذر گفت: من هم يکِی از مسلمانانم بر من رواست آنچه بر آنها رواست.
آن دو غلام رفتندو دوباره آمدند و گفتند: عثمان مِیگويد: اين دينارها از مال خودم است،
[١] مختار الخرائج، ص: ٢٧٣.
[٢] کتاب جلوههاِی معلمِی، استاد مطهرِی.