جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٩٧ - ١٢ امیرمؤمنان على
١١. فرِیب خوردن افراد بِیبصِیرت
در جنگ صفين معاويه چون در حال شکست بود قرآنها را بالاى نِیزهها زد و گفت: بياييد جنگ را ترك كنيم و حاکم بِین ما و شما قرآن باشد. امام على ٧ فرمود: اين مكر و حِیله است، اعتنا نكنيد! با اِین حِیله بين لشگر امام على شكاف افتاد. گروهى گفتند تا پيروزى نهايى بايد جنگيد!
افراد بِیبصِیرت و سطحِینگر گفتند: با قرآن نمىجنگيم! سرانجام با قرار حكمِیت، جنگ پايان يافت. طولى نكشيد كه گروه ديگرى به نام خوارج که افرادِی بِیبصِیرت و جاهل بودند قيام كردند و گفتند: حكم فقط حکم خدا است و حكمِیّت را به غير خدا واگذار نمودن، بدعت و حرام است! اين گروه نيز اختلاف تازهاى به وجود آوردند و بر اثر آن خونها زِیادِی ريخته شد.[١]
کلامِی از مقام معظم رهبرِی: فتنه مثل ِیک مهِ غلِیظ فضا را نا مشخص مِیکند.چراغ مهشکن لازم است که همان بصِیرت باشد.
١٢. امِیرمؤمنان على ٧ ٧ معِیار شناخت حق و باطل
عمار ياسر از صحابه ارجمند رسولالله ٦ بود. در موقعى كه عده زيادى از دوستان على ٧ آن حضرت را ترك کرده و به معاويه پيوسته بودند، عمار ياسر چون كوهى استوار به جاى ماند و مراتب علاقهمندى و ثبات قدم در دفاع از امر ولاِیت را ابراز نمود. وِی معِیار شناخت حق از باطل بود. چرا که رسول اكرم ٦ در زمان حيات خود فرمود: گروه ستمكارِی عمار را به شهادت مِیرسانند.
در جنگ صفين عمار در جبهه امِیرمؤمنان على ٧ بود. عمار حضور آن حضرت رسِید و عرض كرد: اى برادر رسولخدا! آيا به من اجازه جنگ مىدهِید؟ حضرت ابتدا او را دعا نمود. بعد از ساعتى دوباره عمار اجازه جنگ خواست. امام همانند اول پاسخ داد. در مرتبه سوم امام على گريست. عمار نظرى به حضرت افكند و گفت: اى امِیرمؤمنان! امروز آن روزى است كه پيامبر اكرم براى من توصيف فرموده است.
[١] حكايات منبر،مرحوم فلسفِی ره، محمد رحمتى شهرضا.