جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٢ - ١٠ آراستگی ظاهری مومن در دنیا
٨. طهارت ظاهرِی همراه با طهارت باطنِی
روزِی مرد ثروتمندِی با لباسِی فاخر کنار رسولخدا ٦ نشسته بود. در اِین هنگام مرد فقيرى با لباسِی کهنه وارد مجلس شد و كنار آن مرد نشست. مرد ثروتمند، فوراً لباس خود را جمع كرد. رسولخدا از اين عمل مغرورانه مردِ ثروتمند، سخت ناراحت شد و به او فرمود: آيا ترسيدى چيزى از فقر او به تو بچسبد؟ مرد ثروتمند گفت: نه. پِیامبر فرمود: آيا ترسيدى از ثروت تو چيزى به او برسد ِیا لباست چركين شود؟ مرد ثروتمند گفت: نه. پِیامبر فرمود: پس چرا اينگونه از او دور شدى؟
مرد ثروتمند گفت: اى رسولخدا! من همدمِی «شيطانى» دارم كه زشتِیها را در نظرم زيبا جلوه داده و زيباِیِیها را زشت وانمود مِیكند. اكنون براى جبران اين خطا حاضرم نصف مالم را به اين فقير ببخشم. پِیامبر به فقير فرمود: آيا آن را مِیپذيرى؟ فقير گفت: نه. مرد ثروتمند گفت: چرا؟ فقير گفت: مِیترسم بواسطه ثروت زِیاد مثل تو گرفتار غرور و تکبّر شوم.[١]
٩. جوانِی شكوه و آراستگى مىطلبد
امِیرمؤمنان على ٧ با غلامش، قنبر براى خريد پيراهن وارد بازار كوفه شدند. حضرت دو پيراهن، يكى را به سه درهم و ديگرى را به دو درهم خريدارِی کرد. سپس به قنبر فرمود: پيراهن سه درهمِی را تو بپوش! قنبر عرض كرد: سرورم! پيراهن سه درهمِیسزاوارتر شماست. شما منبر مِیروِید و مردم را موعظه مِیكنيد. لباس وزين بر اندام خطيب سزاوار است.
حضرت فرمود: ولِی تو جوانى،جوانِی شكوه و آراستگى مِیطلبد. از طرفى من از پروردگارم حيا مِیكنم كه خود را بر تو در لباس برترى دهم زيرا پيامبر ٦ فرمود: (اطْعمُوهُمْ ممَّا تَأْكُلُونَ وَ الْبسُوهُمْ ممَّا تَلْبَسُونَ) از آنچه مِیپوشيد به غلامان خود بپوشانيد و از آنچه مِیخوريد به آنان بخورانيد. در نهاِیت امِیرمؤمنان على ٧ در کمال تواضع و فروتنِی پيراهن ارزانتر را خود پوشيد.[٢]
١٠. آراستگِی ظاهرِی مومن در دنِیا
امام حسن مجتبِی ٧ با لباسى فاخر و آراسته و قيافهاى جذّاب سوار بر مركب شد و از منزل
[١] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص: ٢٦٢.
[٢] الأمالي (للشيخ الطوسي) ص: ٤٠٣.