جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٩ - ٩ برخی از اوصاف مومنان در کلام رسولالله
٨. همنشينى با فقرا
جمعى از ثروتمندان متكبر و اشراف از خود راضى، خدمت پيامبر ٦ رسيدند و در حالى كه مردان با ايمانى همچون سلمان، ابوذر، صهيب و خباب و مانند آنها در حضور پِیامبر بودند، گفتند: اى محمّد! اگر تو در صدر مجلس بنشينى و اين گونه افراد كه لباسهاى خشن و پشمِی در تن دارند و بوى آنها مشام انسان را آزار مىدهد، از خود دورسازى در مجلس تو نشسته و از سخنانت بهره خواهيم گرفت، ولى چه كنيم كه با وجود اين گروه جاى ما نيست.
در اين هنگام آيات ذِیل نازل گردِید و به پيامبر ٦ دستور داد كه هرگز تسليم سخنان حاکِی از غرور و توخالى آنان نشود و همواره در زندگى همنشِین افراد با ايمان و پاكدلى همچون سلمانها و ابوذرها باشد، هر چند دستشان از ثروت دنيا تهى و لباسشان پشمِی باشد.
به دنبال نزول اين آيات، پيامبر ٦ به جستجوى اين گروه برخاست. گويا با شنيدن اين سخنان ناراحت شده و به گوشهاى از مسجد رفته و به عبادت پروردگار پرداخته بودند.
سرانجام آنها را در آخر مسجد يافت در حالى كه مشغول به ذكر خدا بودند و به آنان فرمود: خدا را حمد و سپاس که نمردم تا چنين دستورى براِی همنشِینِی با شما از جانب خداوند صادر گردِید. (وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ...)[١]،[٢]
٩. برخِی از اوصاف مومنان در کلام رسولالله ٦
امِیرمؤمنان علِی٧ بر گروهِی از مردم گذشت که لباسهاى سفِید پوشِیده و با رنگ و روِیخوش و سرحال بسِیار مىخندِیدند سپس بر قبِیله اوس و خزرج گذشت و آنها را دِید در حالِی که با پِیکرهاِی فرسوده و گردنهاِی بارِیک و رنگ و روِیِی زرد و با حالت ضعف سخن مِیگفتند.
حضرت از اِین دو گروه به شگفت آمد. خدمت رسولخدا ٦ رسِید و عرض کرد: پدر و
[١] ترجمه: همِیشه خود را با شکِیباِیِی به محبت آنانِی وادار کن که صبح و شام خداِی را خوانده و رضاِی او را مِیطلبند. مبادا دِیدگانت را از آنان بگردانِی به جهت مِیل به زِینتهاِی دنِیا. هرگز از آن که ما دل او را از ِیاد خود غافل کردهاِیم و تابع هواِی نفس خود شده و به تبهکارِی پرداخته، تبعِیت نکن.سوره كهف، آِیه ٢٨.
[٢] تفسير نمونه، ج١٢، ص: ٤١٤.