جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٨٦ - ١٥ نتيجه بخل ورزی نسبت به کارگزاران
دعاها و صدقهها بر ما بخل نورزيد، شايد توسط دعا و صدقه شما گرفتارِی ما رفع شود.
ما هم قبلاً مثل شما بوديم ولِی از انفاق دريغ كرديم و الآن دستمان از همهجا كوتاه است، شما هم پيش از آن كه مثل ما شويد در انفاق کوتاهِی نكنيد، صدقه بدهيد، دعا كنيد، نيكى كنيد، احسان فرماِیِید. اى دريغا ما هم مثل شما توانا بوديم.اى بندگان خدا بشنويد سخنان ما را و فراموش نكنيد: اموالِی كه در دست شماست در دست ما هم بود ولِی بخل ورزِیدِیم و در راه خدا خرج نكرديم و اندوختِیم و از آن استفاده نكرديم.
حالا همان اموال وبال گردن ما شده و لذّت و منفعتش براى ديگران است. پس به ما رحم و مهربانى كنيد ولو به يك درهم، يا يك قرص نان. يا يك چيز اندك که براِی ما انفاق مِیکنِید. سپس با فرياد مىگويند: به زودِی شما هم مثل ما براى خود گريه مِیكنيد ولِی نفعى ندارد، چنانچه گريه ما سودى ندارد. پس كوشش كنيد براى خود پيش از آن كه مثل ما گرديد.[١]
١٥. نتيجه بخل ورزِی نسبت به کارگزاران
پادشاهِی در نگهدارى كشور سستى مىكرد و در پرداخت حقوق سپاهيان خود بخل ورزِیده و آنان را در تنگدستى سختِی قرار مِیداد تا اين كه روزِی دشمن قوى و طغيانگرِی به آن كشور حمله كرد. شاه به دست و پا افتاد. سپاهيان خود را براِی مقابله با دشمن فرا خواند، ولى آنها پشت كرده و از اطاعت فرمان شاه امتناع ورزِیدند. يكى از سپاهيان آنان را سرزنش كرد و گفت: از حقنشناسى است كه انسان به خاطر رنجش اندك از فرمان ولِی نعمت خود خارج گردد و محبت چند ساله شاه را ناديده بگيرد.
مردِی در جواب گفت: اگر از روى كرم و بزرگوارى عذرم را بپذيرى شايسته است، حقيقت اين است كه اسبم در اين حادثه جو نداشت و زين نمدين آن را براى تأمِین زندگى به گرو داده بودم. شاهى كه سپاه خود را از اموال و نعمتها دريغ بدارد و بخل بورزد، نمىتوان راه جوانمردى را با او پيش گرفت.
زر بده سپاهى را تا سر بنهد وگرش زر ندهى، سر بنهد در عالم [٢]
[١] منازل الآخره، شِیخ عباس قمِی، ص: ٣٨.
[٢] گلستان سعدِی، باب اول در سِیرت پادشاهان، حکاِیت شماره ١٤.