جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٣٢ - ٣ تشکر و دعای مهمان برای صاحبخانه
٢. ترک سرِیع جلسه مهمانِی بعد از غذا مگر با درخواست صاحبخانه
هنگامى كه رسولخدا ٦ با زينب بنت حجشى ازدواج كرد، وليمه مفصّلى به مردم داد. انس كه خادم پيامبر بود مىگويد: پيامبر به من دستور داد كه اصحابش را به غذا دعوت كنم، من همه را دعوت كردم، دسته دسته غذا مىخوردند و از اتاق خارج مىشدند. بعد از صرف غذا حضرت فرمود: سفره را جمع كنيد.
سفره را برداشتند و مردم متفرق شدند، اما سه نفر همچنان در اتاق پيامبر ﷺ مانده و مشغول صحبت بودند. هنگامى كه سخنان آنها به طول انجامِید، پيامبر برخاست و در پِی کارِی رفت. وقتِی دوباره برگشت باز ديد که آنان همچنان نشستهاند. در اِین هنگام آيه ذِیل نازل شد و دستورات لازم را در برخورد با اين مسائل بِیان نمود:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِِی إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ... فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لاَ مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيث)[١] اى اهل ايمان! به خانه پيامبر بدون اجازه وارد نشويد. براى خوردن غذا هرگاه دعوت شديد، بعد از غذا پراكنده شويد و به گفتگو نپردازيد، همانا اين کار پيامبر را آزار مىدهد و از شما شرم مىكند (که چيزى بگويد) ولى خداوند از گفتن حق شرم ندارد. [٢]
٣. تشکر و دعاِی مهمان براِی صاحبخانه
روزى پِیامبر اکرم ٦ با اصحاب از صحراِیِی عبور مىكرد که شترچرانى را ديد. يكى از همراهان را نزد او فرستاد تا مقدارى شير از او بگيرد، فرستاده رسولخدا نزد شتربان آمد و تقاضاى شير كرد. شتربان بهانه آورد و گفت: آنچه در پستان شترها است، صبحانه قبيله است و آنچه هم در ظرفها است، براِی شام آنها است. فرستاده رسولخدا نزد پِیامبر بازگشت و گفتار شتربان را بازگو نمود. پِیامبر براِی او چنِین دعا نمود: خدايا بر مال و فرزندان او بيفزا.
سپس پِیامبر و همراهان از آنجا عبور كردند تا به چوپانِی رسيدند، آن حضرت شخصى را نزد او فرستاد تا مقدارى شير از او بگيرد، فرستاده رسولخدا ﷺ نزد چوپان آمد و تقاضاى شير كرد. چوپان، گوسفندان را دوشيد و آنچه را هم در ظروفهاِی شِیر از قبل داشت در مِیان ظرفِی
[١] سوره احزاب، آِیه٥٣.
[٢] تفسِیر نور، محسن قرائتِی، جلد ٧، ص: ٣٩٠.