جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٩١ - ٧ اقرار از طرف مقابل با طرح سؤال قبل از مناظره
پِیشواِیِی قرار داده که کارها را صحِیح انجام دهند و ِیقِین پِیدا کنند، آِیا مِیشود بندگان خود را در امر دِین به حال خود در حِیرت و شک و تردِید و اختلاف رها کرده باشد و پِیشواِیِی براِی آنها تعِیِین ننموده باشد تا در هنگام شک و حِیرت، به وِی رجوع نماِیند؟!
در اِین موقع عمروبنعبِید سر به زِیر انداخت و سکوت عمِیقِی نمود و به فکر فرو رفت! آنگاه سر برداشت و نگاهِی به من نمود و پرسِید: تو هشام نِیستِی؟! گفتم: نه! گفت: با او نشست و برخاست نکردهاِی؟! گفتم: نه! گفت: پس تو اهل کجاِیِی؟ گفتم: از کوفه هستم! گفت: پس تو مسلمان، همان هشام هستِی!!
اِین را گفت: و من را طلبِید و در آغوش گرفت و نزد خود نشاند و تا موقعِی که نشسته بودم دِیگر سخنِی نگفت. چون سخنان هشام به پاِیان رسِید، لبخندِی بر لبان حضرت صادق ٧ نقش بست و پرسِید: اِی هشام! چه کسِی اِین روش مناظره را به تو آموخته؟ هشام گفت: ِیا ابنرسولالله بر زبانم جارِی گشت. حضرت فرمود: به خدا قسم اِین روش در صحف ابراهِیم و موسِی٨ نوشته شده است. [١]
٧. اقرار از طرف مقابل با طرح سؤال قبل از مناظره
ِیکِی از اصحاب امام صادق ٧ به نام منصور به آن حضرت عرض کرد: من با اهلسنت اِینچنين مناظره كردم که آيا پِیامبر اکرم ٦ حجت خدا در مِیان انسانها است؟ اهلسنت گفتند: آرى. گفتم: پس از رحلت پِیامبر حجت و راهنماى مردم چه کسِی است؟
اهلسنت گفتند: قرآن. گفتم: تمام فرقههاى اسلامى به آن ايمان دارند لکن هر فرقهاى از مسلمانان براى غلبه بر فرقه ديگر، به قرآن استدلال مىكند و آيات قرآن را طبق سليقه و عقيده شخصِی خود تفسِیر مِیکند از همِین موضوع دانستم كه قرآن به تنهاِیِی کافِی در رفع اختلاف نِیست و بايد داراى راهنما و مفسّرِی باشد که هرگونه آيات قرآن را معنى كند حق همان است و الّا هر کسِی طبق نظر خود آن را تفسِیر مِیکند، بر اين اساس به اهلسنت گفتم: به من بگوِیِید، راهنما و مفسر قرآن در مسائل اختلافِی در حال حاضر كيست؟
اهلسنت گفتند: راهنماىِ قرآن افرادى همانند ابنمسعود، عمر، خذيفه هستند. منصور گفت: آيا آنها تمام قرآن را مىدانستند؟ اهلسنت به اتفاق گفتند: نه. منصور گفت: همه اتفاق دارند که
[١] رجال نجاشِی، ص: ٤٣٣، فهرست شِیخ طوسِی، ص: ٣٥٥.