جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٤٣ - ١٣ خوشرویی و مهربانی با مردم
مراجعه دِیگران در گوشهاِی آرام نمِیگرفت، بلكه خود همواره در جستجوِی دلِپذِیرا و گوشِشنوا و كامِتشنهِی هداِیت بود.
امِیرمؤمنان علِی ٧ در اِینباره مِیفرماِید: (طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ يَضَعُ مِنْ ذَلِكَ حَيْثُ الْحَاجَةُ إِلَيْهِ... مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَيْرَةِ) پِیامبر طبِیب سِیّارِی بود كه «نسبت به همه بِیمارانش دلسوز و نگران و خِیرخواه بود و» به فراخور شراِیط بِیماران، مرهم مناسب و مؤثر مِینهاد و در جستجوِی دلهاِی آماده و پذِیراِی حق بود تا عوامل غفلت و سرگردانِی را از بِین ببرد. [١]
١٢. مبارزه با سنّتهاِی غلط
روزِی سلمان فارسِی به پاِی پِیامبر اکرم ٦ افتاد و آن را بوسِید، پِیامبر فرمود: اِی سلمان، آنگونه که عجمان با پادشاهان برخورد مِیكنند با من رفتار نكن. من بندهاِی از بندگان خدا هستم مثل آنان غذا مِیخورم مِینشِینم. (يا سَلمانُ لا تَصنَعْ بي ما تَصنَعُ الأعاجِمُ بِمُلوكِها أنا عَبدٌ مِن عَبيدِ اللّه ِ آكُلُ مِمّا يَأكُلُ العَبدُ و أقعُدُ كَما يَقعُدُ العَبدُ)[٢]
١٣. خوشروِیِی و مهربانِی با مردم
ِیكِی از رموز موفقِیتِ چشمگِیر پِیامبر اکرم ٦ در عرصه دعوت به اسلام و معنوِیت، مهربانِی و خوشروِیِی و برخورد مهرآمِیز و دوستانه با عموم مردم بود. او مشركان را به منزله بِیمار نِیازمند به مداوا و محتاجِ راهنماِیِی مِیدِید. از اِین جهت برخوردش با آنان در نهاِیت مهربانِی و عاطفه و دلسوزِی بود تا دلهاِی آنان را براِی پذِیرش پِیامهاِی آسمانِی نرم و پذِیرا گرداند و از مقاومت و عنادشان بكاهد.
امِیرمؤمنان در اِینباره مِیفرماِید: پِیامبر در معاشرت با مردم نرمخوترِین و بزرگوارترِین مردم بود.[٣]بناء پِیامبر بر اِین بود كه همِیشه مرِیض را عِیادت مِیكرد، به تشِیِیع جنازه حاضر مِیشد، دعوت مردم را به مهمانِی اجابت مِیكرد، هرگاه كسِی را افسرده مِیدِید با خوشروِیِی و مزاح او
[١] نهج البلاغه،سِید رضِی، دكتر صبحِی صالح، ص: ١٢٠.
[٢] فقه الزهراء( شيرازى، سيد محمد حسينى، ج٥، ص: ٥٦٦.
[٣] خطبه ١٠٧ نهجالبلاغه.