جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٢١ - ١٧ داستان شگفتانگیزِ بهشت شدّاد
١٦. خدمت به خانواده راهِی بسوِی بهشت
روزِی پِیامبر اکرم ٦ به امِیرمؤمنان علِی ٧ فرمود: ِیا على! کسِی که در راه خدمتگذارى به خانواده خود تلاش کند، بِیحساب وارد بهشت گردد. خدمت به خانواده، كفارۀ گناهان كبيره، خاموش كننده آتش خشم پروردگار، مهرِیه حورالعين و افزايندۀ نيكىها و درجات است. ِیا على! به خانواده خود خدمت نمىكند مگر صدّيق «کسِی که همواره راست گفتار و راست كردار است» يا شهيد و يا كسى كه خداوند خير دنيا و آخرت را براِی او مِیخواهد. (ِیَا عَلِِیُّ لَا ِیَخْدُمُ الْعِِیَالَ إِلَّا صِدِِّیقٌ أَوْ شَهِِیدٌ أَوْ رَجُلٌ ِیُرِِیدُ اللَّهُ بِهِ خَِیْرَ الدُّنِْیَا وَ الْآخِرَه)[١]
١٧. داستان شگفتانگِیزِ بهشت شدّاد
روزِی پِیامبر اکرم ٦ از عزرائِیل پرسِید: در اِین مدّتِی که خداوند متعال تو را مأمور گرفتن جان مردم کرده، آِیا تا بحال اتفاق افتاده که بر کسِی ترحّم کنِی و دلت به حال او بسوزد؟ عزرائِیل گفت: بله ِیا رسولالله! در دو جا دلم سوخت:
اول: زمانِی بود که امواجِ متلاطم درِیا موجب شکستهشدن کشتِی و غرقشدن اهل آن شد، در آن مِیان تنها زنِی حامله بر روِی تختهاِی زنده ماند. حرکت آب و موج درِیا او را بالا و پاِیِین مِیکرد. در چنِین موقعِیتِی فرزند او هم به دنِیا آمد، وقتِی خواست او را شِیر بدهد، خداوند به من فرمان داد که جان مادر را بگِیرم و آن کودک را در مِیان امواج سهمگِین درِیا رها کنم. در چنِین موقعِی بر آن کودک بِینوا، دلم سوخت.
دوم: زمانِی بود که شدّاد کافر، سالها تلاش کرد که در زمِین به حساب خود بهشتِی بسازد. او در طول سالهاِی زِیاد هر چه توانست از مروارِید و جواهر و مرجان و زمرّد و طلا و نقره و زبرجد و دُرّ و ِیاقوتِ، جمع آورِی کرد و تمام امکانات خود را در زِیباِیِی آن باغِ بِینظِیر صرف کرد، تا آنجا که به بهشت شدّاد ِیا باغ ارم معروف شد. چنانکه خداوند در قرآن مِیفرماِید: (اَلَمْ تَرَ کَِیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعاد اِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ اَلَّتِی لَمْ ِیُخْلَقْ مِثْلُها فِِی الْبِلادِ)
پِیامبر آن وقت به شداد فرمود: اگر به سوِی خدا بِیاِیِی، خداوند پاداش بهشت جاوِید به تو خواهد داد، او گفت: بهشت چگونه است؟ پِیامبر بخشِی از اوصاف بهشت را براِی او
[١] . منابع فقه شيعه، ج٢٢، ص: ٣٠٧.