جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٢١ - ١٧ خوشگمانی به خدا در رزق و روزی
آقايان حاج علي كاشانى، خسروشاهى، حاج حسين آقا شالچى و دِیگران را به منزلتان دعوت كنيد و به آنها بگوييد حوزه در معرض خطر است. لازم است مبلغى به عنوان وام بگِیرِید تا آقاى بروجردى شهريه اين ماه را بدهد، بعد كم كم وجوهات مىرسد و وام شما پرداخت مىگردد.
آقاى فلسفى مىگوِید: چون موضوع مربوط به آية اللّه بروجردى بود، فكر كردم بهتر است خود ايشان را ببينم و بپرسم آيا اجازه مىدهند، چنين اقدامى كنِیم. به قم رفتم و به محضر اِیشان رسيدم و ماجرا را عرض كردم، ايشان با كمال صراحت فرمود:
خداوند هرگز من را از عنايت خود محروم نفرموده است، من به خدا حسن ظن بسيار دارم، در ميان گذاشتن اين مشکل مالى با آنها و مطالبه كمك از آنها، با حسن ظنى كه من به خدا دارم سازگار نيست، اگر پولى از وجوهات رسيد به طلاب مىدهم و گرنه از كسى تقاضا نمىكنم.
آقاى فلسفى عرض كرد: به عنوان قرض از آنها بگيريم نه رايگان. اِیشان فرمود: خير، من به خدا حسن ظن دارم. فرداى آن روز خدمت ايشان براى خداحافظى رفتم و با کمال تعجّب حاج احمد و ديگران گفتند: ديروز عصر وجوهات قابل ملاحظهاى از كويت رسيد و شهريه طلاب پرداخت شد، خدمت آية اللّه بروجردى رفته و گفتم: بحمداللّه خداوند يارى نمود، اِیشان فرمود: آرى! يارى فرمود باز هم يارى مىفرمايد.[١]
١٦. ترك تجسس ثمره خوشبينى
يكى از بزرگان از پارسايى پرسيد: نظر شما درباره فلان عابد چيست،مردم از او عيبجويى مىكنند؟ پارسا گفت: در ظاهر او عيبى ندِیدم و نسبت به باطنش هم آگاهى ندارم.
هر كه را جامه پارسا بينى پارسا دان و نيك مرد انگار
ور ندانى كه در نهانش چيست محتسب را درون خانه چكار؟[٢]
١٧. خوشگمانِی به خدا در رزق و روزِی
از داناى پيرى شنيدم در نصيحت به يكى از مريدان خود مىگفت: پسرم! به همان اندازه
[١] الگوِی زعامت، سرگذشتهاِی وِیژه حضرت آِیتالله العظمِی بروجردِی، محمدعلِی آبادِی، ص: ٥٨.
[٢] گلستان سعدِی باب دوم: در اخلاق پارساِیان حکاِیت شماره ٤٣، با قدرِی تصرف و تلخِیص.