جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٣٤ - ٦ کنار گذاشتن تعارف در مهمانی
شما تهيه كنم؟ امام فرمود: همِین نان کفاِیت است. بخاطر من خود را به زحمت نِینداز ضمنا تو در اِین موضوع به من قول دادِی و من با اِین شرط دعوتت را پذيرفتم.[١]
نکته: در اسلام مهمانِی تحمِیلِی و تجملاتِی و نِیز مهمانِی که در آن تکلّف ِیعنِی زحمت و مشقت زِیاد براِی تهِیه غذا و آراستن خانه باشد نهِی شده است. در مهمانِی صاحبخانه خودش را خِیلِی نباِید به زحمت بِیندازد تا مهمانِیدادن مثل کاووسِی شود که براِی او ماِیه عذاب است بلکه مهمانِی باِید خالِی از هرگونه تکلف و تشرِیفات و چشم و همچشمِی باشد تا انسانها علاقه به مهمانِی داشته باشند.
٥. جبران مهمانِی دِیگران
امام سجاد ٧ سوار بر حِیوان از مسِیرِی مِیگذشت. ناگهان چند نفر جذامى را دِید که مشغول خوردن صبحانه هستند. آنان تا چشمشان به آن حضرت افتاد آن حضرت را صدا زدند و گفتند: بفرماِیِید با ما صبحانه بخوريد! امام فرمود: اگر روزه نبودم، دعوت شما را مىپذيرفتم. هنگامى كه امام سجاد به خانه خود رفت، دستور داد غذاى گواراِیِی براِی فردا فراهم كنند، سپس آنان را به صبحانه دعوت نمود و با آنان مشغول خوردن غذا شد. [٢]
٦. کنار گذاشتن تعارف در مهمانِی
عبدالرحمان مِیگوِید: در منزل امام صادق ٧ دعوت بودِیم. براِی ما مقدارِی برنج آوردند و ما عذر آوردِیم که مِیل ندارِیم. حضرت به ما فرمود: هر کس ما را بِیشتر دوست مِیدارد بِیشتر نزد ما غذا مِیخورد. عبدالرحمان جلو رفت و سر سفره نشست و غذا خورد.
امام فرمود: حالا خوب شد. سپس فرمود: روزِی مقدارِی برنج براِی پِیامبر اکرم ٦ هدِیه آوردند، پِیامبر اکرم ﷺ سلمان و مقداد و ابوذر را صدا کرد تا همراه آنان غذا بخورد، آنها عذر خواستند. پِیامبر فرمود: هر کس ما را بِیشتر دوست مِیدارد باِید بِیشتر نزد ما غذا بخورد. آنها بعد از شنِیدن اِین سخن از آن غذا به طور کامل خوردند.
[١] تذکرة الحقاِیق ترجمه مصباح الشرِیعه، ص: ٨٧، بحار الأنوار، ط دارالاحِیاء التراث، ج ٧٥ ص: ٤٥٥.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص: ١٢٣.