جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٤٥ - ٢٦ نیّتهای سه گانه
الهِی شود.بدون تلاش و عمل صالح نمِیتوان آرزوِی بهشت کرد به قول مرحوم شهِید بهشتِی: «بهشت را به بهاء مِیدهند نه به بهانه.»
٢٥. آرزويِی که بدان نرسيد
امام حسن مجتبِی٧ بسيار زيبا و حليم و داراى سخاوت و نسبت به خانواده خود بسِیار رؤف و مهربان بود. معاويه ده سال بعد از شهادت امِیرمؤمنان على٧ بارها نقشه کشتن آن حضرت را کشِید ولى موفق نشد تا اِینکه تصمِیم گرفت به وسيله جعده، همسر امام حسن آن حضرت را مسموم و شهِید کند.
معاويه به جعده وعده داد که اگر به امام حسن زهر بدهى، صد هزار درهم به تو مىدهم و تو را به ازدواج پسرم يزيد در مىآورم. او به آرزوى رسِیدن به اِین وعدههاِی پوچ و دروغِین، زهرى كه معاويه از پادشاه روم گرفته بود در غذاى آن حضرت رِیخت. امام حسن آن روز، روزهدار بود. اتفاقاً هوا هم بسيار گرم بود. در وقت افطار جعده شربت شيرِ زهراگِینِی را براى آن حضرت آورد.
چون حضرت آن را نوشِید کلمه استرجاع را که هنگام مصِیبت مِیگوِیند بر زبان جارِی نمود: (إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ) سپس خدا را شکر كرد و رو به جعده كرد و فرمود: اى دشمن خدا من را كشتى، خدا تو را بكشد، به خدا سوگند بهرهاِی از دنِیا نخواهى داشت. معاوِیه به دروغ به تو وعده داده، خدا تو و او را به عذاب خود خوار نماِید.
نکته: امام حسِین ٧ هم به عمر سعد فرمود: به خدا سوگند از گندم رِی نخواهِی خورد. از حلم و بزرگوارِی امام حسن ٧ همِین بس كه وقتى از او درباره قاتلش سؤال كردند، حاضر نشد اسم جعده را بر زبان بياورد. به روايتى دو روز و به روايت دِیگرى چهل روز زهر در بدن مبارك امام اثر كرد و در ٢٨ صفر از دنيا رحلت نمود.
جعده که به وعد و وعِید چنِین کارِی را مرتکب شده بود به آرزوِیش نرسِید و با خوارى و ذلت از دنيا رفت.. معاويه به او گفت: وقتى به امام حسن ٧ وفا نكردِی به فرزند من، يزيد چطور وفا خواهِی کرد.[١]
٢٦. نِیّتهاِی سه گانه
امام حسِین ٧فرمود: عدّهاى خداوند متعال را تنها به آرزوِی رسِیدن به بهشت عبادت
[١] منتهِی الامال، ج ١، ص: ٢٣١.