جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٤٠ - ٢١ بدعتهای دین بهائیّت
اگر چنِین باشد، مقام تو در پِیشگاه خداوند بالاتر از موسِیبنجعفر است. زِیرا پدرت با تلاش و زحمت بهشت رفته اما تو بدون زحمت داخل بهشت شدهاِی. هرگز چنِین نِیست، جدم امام سجاد ٧ فرمود: (لِمُحْسِنِنَا کِفْلَانِ مِنَ الْأَجْرِ وَ لِمُسِيئِنَا ضِعْفَانِ مِنَ الْعَذَابِ) اجر نِیکوکاران از ما خاندان دو برابر و عذاب گنهکاران ما نِیز دو برابر خواهد بود.
زِید گفت: من برادر شما هستم و به خاطر شما هم وارد بهشت مِیشوم. امام فرمود: آرِی! تو آن وقت مِیتوانِی برادر من باشِی که از خدا اطاعت کنِی. پسر نوح مادامِی که معصِیت نکرده بود از خاندان او بود، ولِی هنگامِی که گناه کرد، خداوند او را از خاندان نوح به شمار نِیاورد و در پاسخ درخواست حضرت نوح ٧ براِی نجات فرزندش از غرق شدن، فرمود: (إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِح) او به جهت تمرّد و معصِیت الهِی از خاندان تو نِیست. [١]
امام رضا ٧ فرمود: مبادا عمل صالح و تلاش در بندگِی خدا را به اتّکاء دوستى آل محمّد ٦ رها کنِید، همچنان که نباِید به اتکاء اعمال صالح، دوستى آل محمّد ٦ را رها کرده و بگوِیِید: در آخرت نِیازِی به محبت اهلبِیت ندارِیم، هِیچکدام از اِیـن دو به تنهاِیى پذِیرفته نِیست. (لا تَدعُوا العَمـلَ الصّالِـحَ وَ الاِجتهادَ فِى العِبادَةِ اتِّکالاً عَلى حُبِّ آلِ محمّد وَ لا تَدعُوا حُبَّ آلِ محمّد لامرِهـم اِتِّکـالاً عَلـى العِبـادَةِ فَـاِنَّـهُ لاِیَقـبَلُ اَحـدَهُـمـا دونَ الآخَر)[٢]
٢١. بدعتهاِی دِین بهائِیّت
بهائِیت فرقهاِی مذهبِی منشعب از آِیِین بابِیّه است که در قرن سِیزدهم قمرِی توسط مِیرزا حسِین علِی نورِی معروف به بهاءالله پدِید آمد. مِیرزا حسِینعلِی از پِیروان علِی محمّد باب بود که پس از درگذشت باب، فرقه بهائِیت را پاِیهگذارِی کرد. بهائِیان، بهاء الله را پِیامبر و بهائِیت را دِین جدِیدِی مِیدانند که دِین اسلام را نسخ کرده است.
مِیرزا حسِین علِی نورِی در کتاب خود ادعاِی نبوت کرده و خود را پِیامبر خدا خوانده است با اِینکه مسلمانان، خاتمِیت پِیامبر اکرم ٦ را قطعِی مِیدانند. هر فرقهاِی که اِین اصل را نپذِیرد به هِیچ عنوان مسلمان نِیست، بهاِیِیها خارج از اسلام هستند. بِیش از ۴۰۰ کتاب و مقاله در نقد بهائِیت نوشته شده است. [٣]
[١] بحار الأنوار، مجلسِی، محمد باقر، ط دار الاحِیاء التراث، ج ٤٣، ص: ٢٣٠.
[٢] فقه الرضا، علي بن بابويه، ص: ٣٣٩.
[٣] دائرةالمعارف بزرگ اسلامِی، نورِی،، ص: ۲۱۳ و ۲۱۴، موسوِیزاده، منادِیان تارِیکِی، بهائِیت.