جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٤٨ - ٣٣ آرزوهای نشدنی
موسىبنجعفر ٧ هنگامِی که در زندان به سر مِیبرد همواره شب تا طلوع فجر نماز مِیخواند، حضرت در دعا عرض مِیکرد: خدايا از تو مِیخواستم فراغت و فرصتى براى عبادت تو بيابم، آرزوِیم را برآورده کردى، تو را بر اين امر سپاس مِیگويم.[١]
٣٢. خِیانت براِی آرزوِی دست نِیافتنِی
معتصم عباسِی امام جواد ٧ را از مدِینه به بغداد آورد. آن حضرت وقتِی وارد بغداد شد معتصم، بواسطه فردِی با «ام الفضل» همسر آن حضرت تماس گرفت و او را با وعده و وعِید واداشت که آن حضرت را مسموم کند. ام الفضل به وسِیله انگور آن حضرت را مسموم کرد. تا اثر زهر در بدن مبارک حضرت ظاهر شد، از کرده خود پشِیمان گشت و گرِیه و زارِی کرد.
امام به او فرمود: خداوند تو را به فقر و بلاِیِی مبتلا کند که قابل درمان نباشد. وقتِی امام جواد به شهادت رسِید، معتصم امالفضل را به حرم سراِی خوِیش برد. در همان روزها غدهاِی در بدن او پِیدا شد هر چه پزشکان مداوا کردند، فاِیدهاِی نداشت.
ناچار او را از حرمسراِی معتصم بِیرون کردند. هر چه ثروت داشت صرف معالجه آن مرض کرد چنان پرِیشان شد که گداِیِی مِیکرد شبِی که براِی گداِیِی در کوههاِی بغداد سرگردان بود، سگهاِی بغداد او را پارهپاره کردند و به جهنّم واصل شد.[٢]
٣٣. آرزوهاِی نشدنِی
امام رضا ٧ فرمود: هفت چيز بدون هفت چيز ديگر مثل مسخرهکردن است:
هر كس با زبان استغفار كند ولى در قلب نادم نباشد، خود را مسخره كرده است.
هر كس از خدا توفيق بخواهد ولِی كوشش نکند، خود را مسخره كرده است.
هر كس در زندگى به گمان خود راه احتياط را پِیش گِیرد ولى نسبت به گناهان بىمبالات و بِیپروا باشد، خود را مسخره کرده است.
[١] وسائل الشيعة، شِیخ حر عاملِی، طبع آلالبِیت ج،٧ ص: ١٠.
[٢] سِیره پِیشواِیان، مهدِی پِیشواِیِی، ص: ٥٦٣، گذر گاه عبرت، ص: ٩٢.