جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٠٩ - ٥ هدیه برای تشويق به كارهاى پسندیده
به اقوام خود مهربانتر و نسبت به عهد و پيمان پاِیبندتر هستند. (کلا فانهم ابر العرب بالوالدِین و اوصلهم للرحم و اوفاهم بالعهد) پس از مدتى مسلمانان با خبر شدند كه طايفه اشجع به سر كردگى مسعودبنرجيله كه هفتصد نفر بودند به نزديكى مدينه آمدند. پيامبر ٦ نمايندگانى نزد آنها فرستاد تا از هدف مسافرتشان مطلع شوند.
آنها عرض کردند آمدهايم: قرارداد ترك جنگ با محمّد ببنديم. پيامبر ٦ مقدار زيادى خرما به عنوان هديه براى آنها فرستاد. آنها عرض کردند: ما توانايى مبارزه با دشمنان شما را نداريم، ولِی چون محل ما به شما نزديك است، آمدهايم با شما پيمان صلح ببنديم. [١]
٤.هدِیهاِی بِیخرج و بِیزحمت
نعِیمان انصارِی، مرد شوخ طبعِی بود. هرگاه در مدِینه مِیوه نوبرِی در اول فصل مِیآوردند، آن را از فروشنده مِیگرفت و به رسولالله ٦ به عنوان هدِیه تقدِیم مِیکرد. چون فروشنده بهاِی مِیوه را طلب مِیکرد، مِیوهفروش را نزد رسولالله مِیآورد و مِیگفت: اِیشان، مِیوه شما را خورده، پول آن را از اِیشان طلب کنِید. پِیامبر مِیخندِید و بعد از پرداخت بهاِی به او مِیفرمود: اگر بهاِی مِیوه را نمِیدهِی، پس چرا مِیآورِی؟ او مِیگفت: درهم و دِینارِی ندارم، اما نمِیخواهم مِیوه نوبر را کسِی پِیش از شما بخورد.[٢]
٥. هدِیه براِی تشويق به كارهاى پسندِیده
اولياى بزرگ اسلام به كارهاى شاِیسته مردم توجّه كامل داشتند و با تشويق و تحسين آنان را به نيكى و پاكى، شادمان و دلگرم مىنمودند. رسول اكرم ٦ مرد عربى را ديد که در نماز خود با مضامِین عالى و پر معناىِی خدا را مِیخواند.
سخنان عمِیق و پر مغز آن مرد كه حاكى از مراتب معرفت و كمال ايمانش بود، در پيامبر اكرم ٦ تاثير گذاشت. لذا شخصى را بر او گمارد و دستور داد، وقتى نمازش تمام شد، او را به حضورش بياورد. چون آن مرد خدمت رسول اكرم رسِید آن حضرت قطعه طلايى را به او هدِیه نمود و بعد از سؤال از قبِیله و محل زندگِیش، از او پرسيد: آيا مىدانى اين طلا را براى چه به تو
[١] تفسِیر نمونه، ذِیل آِیه ٩٠ سوره نساء.
[٢] کِیمِیاِی سعادت، ج ٢، ص: ٧٨.