جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٠٣ - ٧ درگیری فکر نسبت گذشتهها
ِیا موقعِیت اجتماعِی... احتمال فقدان[٣٩٧] برخِی از امور در آِینده ِیا پِیشامدهاِی ناگوار در آِینده، همواره فکر انسان را به خود مشغول مِیدارد و در انسان اِیجاد نگرانِی و اضطراب مِیکند اِیمان به خدا و روز قِیامت و هدفمند دانستن تشکِیلات الهِی و اعتقاد و تسلِیم و رضاِیتمندِی نسبت به مقدّرات الهِی و در نهاِیت امِید و توکل به خدا و گمان نِیکو به خداِی مهربان، مِیتواند بهترِین تسکِین دهنده قلب انسان باشد.
٧. درگِیرِی فکر نسبت گذشتهها
دو نفر به راهِی مِیرفتند. در مسِیرشان به چاله بزرگ گلآلودِی رسِیدند و دِیدند پسر بچهاِی آنجا اِیستاده و در حال فکر است که آِیا از چاله گلِی رد شود ِیا از راه فرعِی طولانِی به مسِیر خود ادامه دهد. ِیکِی از آن دو مرد بِیدرنگ او را بلند کرد و به طرف دِیگر گودال گذاشت. پس از عبور از گودال پسر بچه از مرد تشکر کرد. آنگاه دو نفر به مسِیر خود ادامه دادند. پس از چند ساعت پِیادهروِی، همراه آن مرد از او پرسِید: چطور آن جوان را با آن وزن زِیاد بر دوش خود حمل کردِی؟ نترسِیدِی به کمرت آسِیب برسد. آن مرد خندِید و گفت: من ساعتها قبل اِین جوان را حمل کردم و بر زمِین گذاشتم و فراموش کردم ولِی تو هنوز درگِیر آن هستِی و آن را در ذهن خود حمل و مرور مِیکنِی.
نکته: واقعِیت زندگِی برخِی مشابه همِین داستان است. انسانهاِی کمظرفِیت دائم در فکر گرفتارِیها و ناکامِیها و کسرِیها و انتفاقات ناخوشاِیند گذشته و ِیا انتقام گرفتن هستند. دائم فکرشان درگِیر برخورد و گفتار ناخوشاند دِیگران در گذشته است.
در مقابل برخِی دِیگر از مردم که به راحتِی از اِین رخدادها عبور کرده و غصه گذشتهها را با خود حمل نمِیکنند. فکر خود را درگِیر اِین امور ناچِیز و بِیاهمِیت نمِیکنند. ارزش خود را بالاتر از اِین مِیدانند که فکر خود را مشغول چنِین امورِی کنند. اگر هم گاهِی گذشته به ِیاد آنان بِیفتد سعِی مِیکنند تا از آن عبرت گرفته و از آن عبور کنند. گذشته آنان را به ناامِیدِی و بِیتحرکِی وادار نمِیکند. کارهاِی اشتباه و غِیر منطقِی دِیگران را پِیوسته در ذهن مرور نمِیکنند.
چنِین کارِی ضرورتِی ندارد و صرفاً انرژِی انسان را مِیگِیرد و سلامت روانِی انسان را به خطر مِیاندازد. فرض کنِید کسِی در گذشته از شما انتقاد ِیا بِیاحترامِی ِیا بدِی کرده و به طور کلِی برخلاف
[١] از دست دادن.