جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٨٩ - ٤ بخشیدن بهترین داشتههای دنیا
شاه گفت: اِین کمال افتخار و سربلندِی من است که به روش و سِیره تو رفتار کنم. اگر تو نبودِی تواناِیِی بر مهار خشکسالِی را نداشتم. اِین سلطنت و عزت و شوکتِی که دارم همگِی از برکت تو است. گواهِی مِیدهم که خداِیِی جز پروردگار ِیگانه نِیست و شرِیکِی ندارد و تو فرستاده او هستِی. در همِین منصبِی که تو را به آن منصوب داشتهام بمان که در نزد ما همان منزلت و مقام را دارِی و امِین ما هستِی.[١]
٣. خداوند سخاوت را دوست مِیدارد
لشکر اسلام در جنگ با قبِیله طِی، پِیروز شدند و اسراِی قبِیله را به مدِینه آوردند در مِیان اسِیران، دختر زِیبا و فصِیحِی بود که در حضور پيامبر اکرم ٦ آغاز سخن کرد و گفت: اگر صلاح است من را آزاد کنِید و در معرض شماتت عرب قرار ندهِید، چرا که من دختر کسِی هستم که اسِیران را آزاد مِیکرد، به فقِیران کمک مِیکرد، حامِی ضعِیفان بود، از مهمان پذِیراِیِی مِیکرد، به گرسنه غذا مِیداد، برهنه را مِیپوشانِید، عقده غم را از دلهاِی اندوهگِین مِیگشود، من دختر حاتم طائِی هستم.
پيامبر اکرم ﷺ فرمود: آزادش کنِید. زِیرا پدرش دوستدار مکارم اخلاق بوده است. (هذِهِ صِفاتُ الْمُؤمِنِینَ حَقّاً اُتْرُکوها فَإنَّ أَباها کانَ ِیُحِبُّ مَکارِمَ الْأخلاقِ وَاللّهُ ِیُحِبُّ مَکارِمَ الْأخلاقِ)[٢]
نکته: پِیامبر اکرم ٦ سخِیترِین و خوشمجلسترِین مردم بود، هر کس با او معاشرت داشت به آن حضرت محبت مِیورزِید. آن حضرت مِیفرمود: من تربِیت شده خدا هستم و علِی ٧ تربِیت شده من است. خداوند من را به سخاوت و نِیکِی امر نموده و از بخل و جفاکارِی نهِی نموده است. هِیچ چِیز نزد خداوند از بخل و بداخلاقِی ناپسندتر نِیست. اِین دو صفت کارهاِی نِیک آدمِی را تباه مِیسازد همچنان که سرکه عسل را تباه مِیسازد.
٤. بخشِیدن بهترِین داشتههاِی دنِیا
يكى از ياران پيامبر به نام ابوطلحه انصارى در مدينه باغ بسيار با صفا و زيباِیِی داشت كه چشمه جوشانِی از آن جارِی بود و در مدينه همه از آن سخن مِیگفتند. ابوطلحه پس از نزول
[١] تارِیخ انبِیاء، ج ١، ص: ٣٠٠.
[٢] مستدرک الوسائل، محدّث نورِی، مِیرزا حسِین، ج ٢، ص: ٢٨٤.