جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٦٠ - ٦ آزادی بیان، یکی از مصادیق آزادی
در حقِیقت آزاد است ولِی آزادِ طمعكار، در حقِیقت بنده چِیزِی است که بدان طمع مِیورزد. (العَبدُ حُرٌّ ما قَنِعَ، الحُرُّ عَبد ما طَمِعَ)
ج: بندگِی خدا. امِیرمؤمنان علِی ٧ فرمود: هر كس به شرايط و لوازم بندگِی عمل كند، شايسته حرِیت و آزادى است. چنِین کسِی در حقِیقت خود را از قِیدِ بندگِی غِیر خدا آزاد کرده است. ولِی کسِی که حدود بندگِی خدا را رعاِیت نکند، به ذلت بندگِی مردم دچار شود. (مَن قامَ بشَرائطِ العُبودِيَّةِ اُهِّلَ للعِتْقِ...)[١]
٦. آزادِی بِیان، ِیکِی از مصادِیق آزادِی
روزِی امِیرمؤمنان علِی ٧ در ضمن سخنرانِی به مردم فرمود: به رسم سخن گفتن با جباران و ستمکاران با من سخن نگوِیِید. (فَلَا تُكَلِّمُونِي بِمَا تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ)[٢] ِیعنِی در برابر من بدون تکلّف و آزادانه و بدون هِیچگونه ترس و هراسِی خواستههاِی خود را مطرح کنِید. من کسِی نِیستم که از سخن حق واهمه داشته باشم. کسِی که شنِیدن سخن دِیگران براِی او سخت نباشد عمل به حق هم براِی او سخت نِیست. ِیعنِی نگران نباشِید اگر سخن شما حق باشد حتماً مِیپذِیرم و بدان عمل مِیکنم.[٣]
آنقدر مسأله آزادِی بِیان براِی آن حضرت مهم بود که حتِّی به کارگزاران خود نِیز در اِین جهت سفارش نمود. در عهد نامه خود به مالک اشتر در شنِیدن کلام منتقدِین مِیفرماِید: با مردم در مجالس عمومِی بنشِین و براِی رضاِی خدا متواضعانه با آنان گفتگو کن. (تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً فَتَتَوَاضَعُ فِيهِ لِلَّهِ)
در اسلام آزادِی بِیان پذِیرفته شده است ولِی با اِین حال در قرآن کرِیم درباره کِیفِیت گفتار سفارشاتِی شده است: مثلِ گفتار همراه با عطوفت و مهربانِی و نرمِی. صحبت بدون تکلّف و متواضعانه، گفتار صواب ِیعنِی صحبتِی که در آن کذب و غِیبت و تمسخر و باطل... نباشد.
[١] غرر الحكم، ۸۵۲۹ ـ ۸۵۳۰.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج٨، ص: ٣٥٦.
[٣] (فَلَا تَکُفُّوا عَنِِّی مَقَالَةً بِحَقّ... فَإِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ يُقَالَ لَهُ أَوِ الْعَدْلَ أَنْ يُعْرَضَ عَلَيْهِ كَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَيْهِ فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَة بِحَقّ أَوْ مَشْوَرَة بِعَدْل) اصول کافِی، کلِینِی، ط الاسلامية، ج٨، ص: ٣٥٦.