جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٥٥ - ٨ دغدغه و اهتمام شدید نسبت به نیازهای مومنان
كه بدهى تو را بدهم، او عرض كرد: پس لا اقل واسطه شوِید كه من را زندانى نكند. امام با اِین كه در مسجد معتکف بود، كفشهاى خود را پوشِید و از مسجد خارج شد. در اِین بِین مردِی به آن حضرت گفت: اى فرزند رسولخدا مگر فراموش كرديد كه در حال اعتكاف هستيد و نبايد از مسجد خارج شوِید؟ «احتمالاً روز اول ِیا دوم اعتکاف بوده که اِیستادن در مسجد واجب نبوده و استحباب داشته است و آن حضرت در تزاحم بِین دو امر مستحب قضاء حاجت مومن را به عنوان امر أهم برگزِیدند.»
حضرت فرمود: فراموش نكردم اما از پدرم به نقل از رسولالله ﷺ شنيدم كه فرمود: كسى كه در برآوردن حاجت برادر مومنش تلاش کند همانند كسى است كه نه هزار سال خدا را عبادت کرده در حالِی که روزهاِی آن را به روزهدارِی و شبهاِی آن را تا صبح به عبادت سپرِی کرده است. (مَن سَعى في حاجَةِ أخيهِ المُسلِمِ فَكَأنَّما عَبَدَ اللّه َعَزَّوجلَّ تِسعَةَ آلافِ سَنَة، صائماً نَهارَهُ، قائماً لَيلَهُ)[١]
٧. درخواست مومن از برادر مومن، نعمتِ الهِی
روزى امام حسين ٧ از كنار فقراِیِی که در حال غذا خوردن بودند عبور نمود. آنان حضرت را دعوت به غذا كردند. امام حسين از روِی تواضع کنار آنان نشست و با ايشان همغذا شد و آيه شريفه را تلاوت فرمود: (اِنَّه لَا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِيْنَ) سپس به ايشان فرمود: من دعوت شما را پذيرفتم، شما هم دعوت من را بپذيريد. فقرا، همگى به منزل حضرت رفتند. امام بعد از پذيرايى به آنان فرمود: درخواست مردم از شما از نعمتهاِی خدا است، پس از درخواست دِیگران اندوهگِین نشوِید تا گرفتار نقمت و بدبختى نشوِید.[٢]
٨. دغدغه و اهتمام شدِید نسبت به نِیازهاِی مومنان
مردِی به امام سجاد ٧ عرض کرد: چهار صد دينار بدهکارم و قدرت پرداخت آن را ندارم، ضمنا عيالوار هم هستم و قدرت تأمِین زندگِیم را ندارم. امام سجاد با شنيدن اين سخن ناراحت شد و گريه كرد، بعضِی از حاضران از علت گريه پرسيدند. حضرت فرمود: مگر گريه براِی
[١] من لا يحضره الفقيه، ج٢ ص: ١٩٠.
[٢] منهاج الصالحين (للوحيد) ج١، ص: ٣٤٥.