جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٣٣ - ١١ بدعتی عجیب «وجوب ذبح كدو»
١٠. علت نپذِیرفتن حکومت، توسّط امِیرمؤمنان علِی ٧ ٧
بعد از فوت خلِیفه دوم شوراِی شش نفرهاِی براِی تعِیِین خلِیفه تشکِیل شد. عبدالرحمن بنعوف به امِیرمؤمنان علِی ٧ عرض کرد: من با شما بِیعت مِیکنم به شرط اِینکه سوگند بخورِید: اول: بنِیعبدالمطلب را بر مردم مسط نکنِی. دوم: از سِیره رسول ٦ سرپِیچِی نکنِی. سوم: از طرِیقه شِیخِین ِیعنِی خلِیفه اول و دوم سرپِیچِی نکنِی. امِیرمؤمنان علِی ٧ فرمود: رفتار من با شما بر اساس کتاب خدا و سنّت پِیامبر خواهد بود. آن حضرت با توجّه به بدعتهاِیِی که در زمان شِیخِین صورت گرفته بود شرط سوم را نپذِیرفت و حاضر نشد ولو بهصورت دروغ مصلحِی شرط سوم را بپذِیرد.
عبدالرحمنبنعوف سه بار شرط خود را تکرار کرد اما از امِیرمؤمنان علِی ٧ هر بار همان جواب سابق را شنِید. دربار سوم آن حضرت فرمود: با کتاب خدا و سنّت پِیامبر ٦ نِیازِی به سِیره و روش دِیگرِی نِیست. لکن عثمان هر سه شرط عبدالرحمن را پذِیرفت. بدِین ترتِیب امِیرمؤمنان براِی دوازده سال دِیگر خانه نشِین شد. براِی اِینکه حاضر نشد چِیزِی را بر خلاف سِیره رسولالله بپذِیرد. [١]
١١. بدعتِی عجِیب «وجوب ذبح كدو»
پس از مخالفت معاويه با امِیرمؤمنان ٧، معاوِیه تصمِیم گرفت مراتب عقل و اطاعت مردم شام را از دستورات خود آزمايش كند، عمروعاص به او گفت: براِی آزماِیش فهم و درک مردم شام دستور بده که كدو را از قسمت بالاِی آن همانند گوسفند ذبح كنند و پس از تذكيه آن را بخورند، اگر فرمانت را اجراء کردند آنها يار خوبِی براِی تو هستند وگرنه اطاعت نمِیكنند.
معاويه دستور داد از فردا باِید كدو را همانند گوسفند ذبح كنِید تا حلال شود، مردم شام بدون كوچترين اعتراضِی اجراء کردند. اين بدعت در سراسر شام شاِیع گرديد. طولى نكشيد كه خبر اين بدعت به گوش مردم عراق رسيد. مردم در اِینباره از امِیرمؤمنان ٧ پرسش كردند. حضرت در جواب فرمود: خوردن كدو، ذبح لازم ندارد، مراقب باشيد شيطان در افکار شما راه پِیدا نکند و افكار شيطانى سرگردانتان ننمايد.[٢]
[١] (أيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الصَّلَاةَ بِاللَّيْلِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ مِنَ النَّافِلَةِ فِي جَمَاعَة بِدْعَةٌ) سقِیفة، ص: ١٧٢.
[٢] داستانها و پندها، ج ١ ص: ٩٢.