جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٧٣ - ٩ عاقبت سختگیری بیجا و بیمورد
اِین دلِیل نمِیشود که بر خانواده خود سخت بگِیرِی با اِینکه تمکن مالِیدارِی در بهتر از اِینجا زندگِی کنِی.
نکته: اِینکه فردِی بگوِید: من در اينجا متولد شده ِیا به اينجا خوِی گرفتهام و ِیادگار پدر و پدر بزرگم است... اِینها همه خرافات است در دستورات اسلام آمده كه از سعادت انسان اين است كه خانهاش وسيع باشد. (من سعادة الانسان سعة الدار) اگر كسى قدرت مالِی دارد و مِیتواند به خانوادهاش وسعت بدهد اگر كوتاهى كند و خانوادهاش را در امکانات رفاهِی مثل خوراک و پوشاک و مسکن در رنج و زحمت بيندازد، به زن و فرزند خود ظلم كرده است ولى بايد توجّه داشت كه وسعت منزل با زندگِی تجملاتِی و تشريفاتِی فرق دارد. وسعت همراه با سادگى ِیک چيزى است، تجمل پرستى و زرق و برق دنِیا چيز ديگرِی است، از ديدگاه اسلام اوّلى ممدوح و دومى مذموم است.
٩. عاقبت سختگِیرِی بِیجا و بِیمورد
امام صادق٧ فرمود: ايمان داراِی هفت سهم است، بعضِی از مسلمانان يك سهم از آن را دارند، برخِی دو سهم... و كسانِی هم هفت سهم از اِیمان را دارند. شايسته نيست بر صاحب يك سهم، دو سهم را تحمِیل کرد و كسِی كه دو سهم دارد، نبايد بار شخص سه سهمِی را بر او تحمِیل کرد. همِینطور تا هفت سهم تا مردم از دِین دلزده نشوند. (لَا تَحْمِلُوا عَلَِی صَاحِبِ السَّهْمِ سَهْمِینِ وَ لَا عَلَِیصَاحِبِ السَّهْمِینِ ثَلَاثَةً فَتَبْهَضُوهُمْ) آنگاه حضرت مثالِی بِیان نمود و فرمود: ِیکِی از مسلمانان همساِیه نصرانِی داشت. او از مزاِیاِی اسلام آنقدر به نصرانِی گفت تا سرانجام مسلمان شد.
سحرگاه به در خانه تازه مسلمان رفت و در زد. تازه مسلمان پشت در آمد و پرسِید: چه کارِی دارِی؟ مرد گفت: وقت نماز نزدِیک است برخِیز وضو بگِیر و لباست را بپوش تا با هم به مسجد بروِیم و نماز بخوانِیم. تازه مسلمان وضو گرفت. لباسش را پوشِید و همراه او رفت و مشغول نماز شد. پِیش از نماز صبح هر چه توانستند نماز خواندند تا صبح شد سپس نماز صبح را خواندند و آنجا ماندند تا هوا کاملاً روشن شد و آفتاب سر زد. تازه مسلمانان برخاست تا به خانهاش برود.
مرد گفت: کجا مِیروِی؟ روز کوتاه است و چِیزِی تا ظهر نمانده، نماز ظهر را بخوانِیم بعد به منزل برو... همِینطور او را تا مغرب و سپس تا وقت فضِیلت عشاء در مسجد نگاه داشت.
خلاصه آنقدر بر اِین تازه مسلمان سختگِیرِی کرد که وقتِی فردا براِی نماز به دنبال او رفت