جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٣٧ - شانزدهم آداب تبلیغ امور فرهنگی و اوصاف مبلّغین
شانزدهم: آداب تبلِیغ امور فرهنگِی و اوصاف مبلّغِین
قال الله الحکِیم: (الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاَتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لاَ يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفَى بِاللَّهِ حَسِيباً) کسانِی که پيامهاى الهِی را ابلاغ کرده و در اِین راه تنها از خدا مِیترسند و از غِیر او هراسِی ندارند «پاداش آنان با خداست و»خدا براِی حسابرسِی آنها کفاِیت است.
از آِیه شرِیفه فوق استفاده مِیشود که در امر تبلِیغ چند چِیز لازم است:
الف: تداوم تبليغ به جهت فعل مضارع«يُبَلِّغُونَ» که در ادبِیات دلالت بر استمرار دارد.
ب: رعاِیت تقوا در نقل مسائل دِینِی بدون کم و زِیاد و إعمال نظر شخصِی. (رِسَالاَتِ اللَّهِ)
ج: شهامت و قاطعيّت. (وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ) توكّل به خداوند. (وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً).)
د: استفاده از انواع روشهاِی تبلِیغِی به مقتضاِی اطلاق آِیه شرِیفه و عدم تقِیِید به نوع خاصِی.
امام صادق ٧: (كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِاعمالكُمْ وَ لَا تَكُونُوا دُعَاةً بِأَلْسِنَتِكُمْ)[١] سعِی کنِید مردم را بِیشتر با عمل خود دعوت به حقائق دِین کنِید نه صرافاً با زبان.
شرح کوتاه: پيامبر اکرم ٦ علماِی ربّانِی را وارثان انبِیاء معرفِی نموده است از اِین جهت که فعالِیت آنان در مسِیر اهداف انبِیاست. (إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ)[٢] (عُلَماءُ اُمَّتِی اَفضل مِن انبياءِ بنِیاسرائيل)[٣] اِین نِیست مگر به جهت اهمِیت و عظمت وظِیفه خطِیر مبلّغان دينِی، آنان كه از زرق و برق دنِیا چشم طمع فرو بسته و با زهد و تقوِی زندگِی کرده و مدافع شريعت مقّدس و پاسبان مرزهاِی انديشه اسلامِی بودهاند.
مسائل دين را همانگونه كه از رسولالله ٦ و أوصِیاِی آن حضرت «به عنوان وارثان علوم انبِیاء» رسِیده، به مردم رسانِیده و مشکلات متعدد و سرزنش مردم در عزم راسخ و اراده پولادين آنان كمترين تأثيرِی نگذاشته است. آنان در برابر قدرتهاِی ظالم و دنياطلبان و گمراهان، ايستادگِی کرده و در راه تبلِیغ دِین از أحدِی نترسِیدهاند. وقتِی رسول اکرم ٦ امِیرمؤمنان علِی ٧ را به يمن فرستاد، به آن حضرت فرمود: قسم به خدا، هدايت يك نفر به دست تو بهتر است از آنچه خورشِید
[١] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج١ ص: ٣٤.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج١ ص: ٣٢.
[٣] موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحانى، ج١٣، ص: ٤٩٩.