جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٣٤ - ١٣ تدبیری برای برداشتن بدعتی جاهلانه
١٢. بدعتگذارِی و پرستش شِیطان!
از امِیرمؤمنان على ٧ سؤال شد: كمترين چيزى كه انسان به خاطر آن كافر مىشود چِیست؟ حضرت در جواب فرمود: چيزى را كه خداوند نهى نموده، گمان كند كه انجام آن جاِیز است و خدا به آن دستور داده است. اگر اين پندار را جزء دين خود قرار دهد و به اين عقيده باقى بماند و گمان کند که عقِیده او دستور خداست و خدا را بر اساس آن پرستش كند.چنين كسى در حقِیقت شيطان را پرستِیده است.[١]
١٣. تدبِیرِی براِی برداشتن بدعتِی جاهلانه
معاوِیة زمانِی که در کشور پهناور اسلام فرمانرواِیِی مِیکرد، دشنام علِیبنابِیطالب ٧ را در جامعه اسلامِی پاِیه گذارِی کرد تا زمان حِیات او وضع به همِین منوال بود، پس از مرگ او نِیز خلفاِی بعد از او همان برنامه را دنبال کردند. بِیش از نِیم قرن اِین بدعت بزرگ در سراسر کشور راِیج بود و به جهت جو حاکم آن زمان، افراد پاکدل و با اِیمان هم قادر نبودند با آن مبارزه کنند تا زمانِی که عمربنعبدالعزِیز به خلافت رسِید و فرمانرواِی کشور پهناور اسلام شد.
براِی آنکه در برداشتن اِین بدعت، با مخالفت بزرگان متعصّب بنِیامِیه، مواجه نشود لازم دِید مطلب را با آنان در مِیان بگذارد و ابتدا آنها را با خود هماهنگ سازد. به اِین منظور نقشهاِی در ذهن خود طرح کرد. ِیک طبِیب ِیهودِی را که در شام بود براِی پِیادهکردن نقشه خود در نظر گرفت و مخفِیانه نقشه خود را به وِی آموخت و دستور داد که در روز معِین به قصر خلِیفه بِیاِید و آن را اجرا نماِید.
قبلاً عمربنعبدالعزِیز دستور داده بود که آن روز تمام بزرگان بنِیامِیه و رجال نافذ و مؤثر کشورِی حاضر شوند. قبل از آمدن طبِیب همه آنها حاضر شدند و مجلس براِی اجراِی نقشه آمادگِی کامل پِیدا کرد. طبِیب ِیهودِی در ساعت معِیّن آمد و با اجازه وارد شد. توجّه تمام حضار به وِی معطوف گردِید. عمربنعبدالعزِیز پرسِید: براِی چه کارِی آمدهاِی؟ او گفت: آمدهام دختر خلِیفه مسلمِین را خواستگارِی کنم. عمربنعبدالعزِیز پرسِید: براِی چه کسِی؟
[١] «أدنى ما يكونُ بهِ كافرا أن يَتَدَيَّنَ بشيء فَيَزعُمَ أنَّ اللّه َ أمرَهُ بهِ مِمّا نَهَى اللّه ُ عَنهُ، ثُمّ يَنصِبَهُ دِيناً فيَتَبرَّأ و يَتَولَّى و يَزعُمَ أنّهُ يَعبُدُ اللّه َ الذي أمَرَهُ بهِ.» مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج١ ص: ٧٩.