جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٧٣ - ٢ نان برکت الهی
١. برکت در دعاِی پِیامبر و اوصِیاِی آن حضرت
رئِیس کاروان بعد از اِین که حضرت ِیوسف ٧ را خرِید در سفر خود انواع خِیر و خوبِی به او رسِید ولِی توجّهِی به اِین امر نداشت که همه اِین برکات از وجود مقدس ِیوسف پِیغمبر است. چون حضرت ِیوسف را در مصر فروخت خِیر و برکت از او قطع شد. تازه فهمِید که همه آن برکات از وجود ِیوسف بوده، پس نزد ِیوسف آمد و گفت: تو کِیستِی؟
ِیوسف گفت: من فرزند ِیعقوب پسر اسحاق پسر ابراهِیم خلِیلالرحمن هستم. رئِیس کاروان او را در آغوش گرفت و به شدّت گرِیست که چنِین گوهر گرانبهاِیِی را از دست داده است. وِی عقِیم بود ِیعنِی فرزنددار نمِیشد. از ِیوسف درخواست کرد که دعا کند تا حق تعالِی به او فرزندِی عطا نماِید. ِیوسف دعا کرد و حق تعالِی دوازده پسر به برکت دعاِی آن حضرت به او عطا نمود جالب اِین که در هر بارِی که همسرش حامله مِیشد دو قلو مِیزاِیِید. [١]
نکته: دعاِی پِیامبر و اوصِیاِی آن حضرت : موجب برکت در زندگِی مِیشود از اِین رو سفارش به زِیارت قبور آن بزرگواران و توسل و درخواست دعا از ارواح مطهّر آنان شده است چرا که دعاِی آن بزرگواران در نزد خداوند پذِیرفته است و موجب برکات فراوان در زندگِی مِیشود.
در دعاِی ششم صحِیفه سجادِیه در ضمن درخواست برکت در زندگِی،چند مصداق از برکت بِیان شده است: (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ آلِهِ وَ اجْعَلْهُ أَيْمَنَ (اَبْرك) يَوْم عَهِدْنَاهُ وَ أَفْضَلَ صَاحِب صَحِبْنَاهُ وَ خَيْرَ وَقْت ظَلِلْنَا فِيهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَرْضَى مَنْ مَرَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ مِنْ جُمْلَةِ خَلْقِكَ، أَشْكَرَهُمْ لِمَا أَوْلَيْتَ (اعطيت) مِنْ نِعَمِكَ وَ أَقْوَمَهُمْ بِمَا شَرَعْتَ مِنْ شرَائِعِكَ وَ أَوْقَفَهُمْ عَمَّا حَذَّرْتَ مِنْ نَهْيِكَ.)
٢. نان برکت الهِی
پيامبر اکرم ٦ فرمود: نان را محترم شماريد چرا كه بين عرش الهِی و زمِین موجودات بسِیارِی در ساختن و تهيه نان از جانب خداوند مأمورند. «برکت نان از اِین جهت است که افراد زِیادِی بواسطه آن اشتغال به فعالِیت دارند» سپس فرمود: پيامبرى به نام دانيال قبل از شما مىزيست. روزى به فقيرى نانى بخشِید، فقير اخمهاِی خود را درهم كشيد و نان را در وسط كوچه پرتاب کرد و گفت: نان مىخواهم چه كنم، قيمتى ندارد! چون دانيال اين واقعه را
[١] . منهج الصادقِین: ج ٥، ص: ٢٥.